محمد صابری | پرونده چهلوسومین جشنواره فیلم فجر، با تمام بالا و پایینها و غافلگیریها سرانجام بسته و سیمرغها هم براساس منطق همیشگی داوری در فجر، میان قریب به نیمی از فیلمهای راهیافته به سودای سیمرغ، تقسیم شد. در این میان برخی ابهامات درباره مهمترین سیمرغ که دلخوش به احیای آن بودیم، رهایمان نمیکند!
یک) اگر بپذیریم منطق «سلیقه» بر همه اجزای داوریها در جشنواره فجر حاکم است و نباید انتظاری برای تحقق پیشبینیها داشته باشیم (که در اصل این گزاره هم تردیدهای جدی وارد است) لااقل درباره یک سیمرغ انتظار این است که حداقلی از انطباق با پیشبینیها وجود داشته باشد چراکه اتفاقا درباره این یک سیمرغ، فارغ از حس و حال و یا سلیقه، چیزی به نام «مشاهدات» هم سهیم است و بهصورت استقرایی و میدانی در طول ایام برگزاری هر دوره از جشنواره میشود حداقلهایی را پیشبینی کرد. سیمرغ فیلم برگزیده تماشاگران که هنوز میتوان آن را سیمرغی تأثیرگذار بر حیات اقتصادی یک فیلم قلمداد کرد و از همین زاویه هم بهصورت جدی موردتوجه عوامل و اصحاب رسانه است، در دقایق پایانی اختتامیه عجیب جشنواره چهلوسوم بر شانه «پیشمرگ» نشست. اما چرا و چگونه؟

