به ابوالفضل زرویی نمی‌آمد…

به زرویی نمی‌آمد که وقتی خبر درگذشتش منتشر می‌شود بنویسند در 49سالگی؛ آن‌قدر به گردن طنز حق داشت که فکر می‌کردیم الآن باید هفتادهشتاد سالی داشته باشد.
به زرویی نمی‌آمد که وقتی خبر درگذشتش منتشر می‌شود بنویسند در 49سالگی؛ آن‌قدر به گردن طنز حق داشت که فکر می‌کردیم الآن باید هفتادهشتاد سالی داشته باشد.

به ابوالفضل زرویی نمی‌آمد...گروه فرهنگی ـ محمدرضا شهبازی: به زرویی نمی‌آمد ملانصرالدین باشد. در مجله گل‌آقا مطالبی گل کرد که نام ملانصرالدین به‌عنوان نویسنده پایش بود. هم خود عنوان غلط‌انداز ملّا و هم قوت و کیفیت آن متن‌ها باعث می‌شد که کسی باور نکند، آن‌ها را کسی به جوانی ابوالفضل زرویی نوشته باشد؛ آن‌هم وسط آن‌همه طنزنویس اسم‌ورسم‌دار که سابقه کار و… را داشتند. خودش هم بعدها تعریف کرده بود از تعجب مخاطبان وقتی می‌فهمیدند ملانصرالدین هم اوست.

به گزارش بولتن نیوز، به زرویی نمی‌آمد آن‌قدر بتواند در قالب‌ها و با لحن‌های مختلف بنویسد و بسراید. کسی که «تذکره المقامات» را با آن نثر قدیمی و چفت‌وبست دار نوشته و به‌قدری آن‌طور گل کرده و باعث شده بود تا بعدازآن هرگونه تلاش دیگران برای نوشتن تذکره عبث جلوه کند، چیزهایی نوشته بود در «غلاغه به خونه اش نرسید» که در نگاه اول سادگی‌اش مثل پتک می‌خورد توی صورت مخاطب. کسی که هم غزل‌های استخوان‌دار می‌گفت و هم شعرهای سهل و ممتنعی مثل منظومه مشدی حسن و کتاب «اصل مطلب». طنزپردازی که هم طنز می‌سرود و شب‌شعر در حلقه رندان را راه انداخت، هم اشعار آیینی و مراثی‌اش در شب‌شعر رندان تشنه‌لب سوزناک بود.

اما با همه این احوال، نوشتن «ماه به روایت آه» دیگر واقعاً به زرویی نمی‌آمد. اتفاق غیرمنتظره‌ای بود برای خیلی از ما، اینکه او یک نثر آیینی بنویسد و به آن قوت و قدرت هم بنویسد.

منبع  : بولتن نیوز

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *