
محمد باقرازده- در آخرین روز دیماه ۹۵ نماد تهران مدرن فروریخت و ۱۶ آتشنشان و ۶ شهروند را زیر آوار خود دفن کرد. ریزش پلاسکو مانند برآمدن آن در اوایل دهه چهل، اما تبدیل به نمادی دیگر شد تا جایی که در گزارش ملی پلاسکو و همچنین نوشتههای بعضی صاحبنظران از عبارت «بهپاخاستن» برای این فروریختن استفاده شد؛ میگفتند «پلاسکو به پا خاست تا ساختار و انسجام مدنی ایران را به پرسش بگیرد و بپرسد شما ایرانیان چه کردید که من در آتش سوختم و فرو ریختم؟» آوارشدن متروپل بر سر آبادان، اما به طور جدیتر برخاستن و هشداری به همه است؛ زنگخطری که حکایت از فساد بیسابقه دارد و در کنار آن امنیت روانی یک جامعه را به بازی میگیرد. بهراستی وقتی ساختمانی تا این حد ناایمن، آنهم با دهها هشدار از سوی کارشناسان و مهندسان مجوز استفاده میگیرد، چگونه میشود به تصمیم یا تاییدی دیگر در این سیستم مدیریتی اعتماد کرد؟
