بهزاد فراهانی: به گلشیفته گفتند باید از ایران بروی

بهزاد فراهانی گفت: بیش از سه تا چهار ماه من و گلشیفته و همسرش بی‌دلیل و به علت عدم درک صحیح از مدیریت هنری به نوعی بازجویی می‌شدیم و رسما به گلشیفته گفته شد بهتر است شما از کشور بروید که گلشیفته رفت و خوشبختانه در راه خوبی هم رفت و خوب یاد گرفت.
بهزاد فراهانی گفت: بیش از سه تا چهار ماه من و گلشیفته و همسرش بی‌دلیل و به علت عدم درک صحیح از مدیریت هنری به نوعی بازجویی می‌شدیم و رسما به گلشیفته گفته شد بهتر است شما از کشور بروید که گلشیفته رفت و خوشبختانه در راه خوبی هم رفت و خوب یاد گرفت.

حرف های بهزاد فراهانی درباره گلشیفته

اقتصاد۲۴– عموم مردم نام بهزاد فراهانی را گره‌خورده با تئاتر و سینما می‌دانند؛ گرچه این تصور کاملا درست است، اما وجوه فراهانی بیش از اینهاست. اویی که زندگی هنری‌اش گره خورده با سیاست است و وقتی پای روایت‌هایش می‌نشینیم، انگار فیلم‌نامه‌ای کاملا سیاسی را می‌خوانیم؛ انگار در دهه ۵۰ همراه با امیرپرویز پویان و خسرو گلسرخی پای شعرخوانی سلطان‌پور نشسته‌ایم.

فراهانی فراز‌و‌فرود‌های بی‌شماری در زندگی‌اش تجربه کرده، اما به گفته خودش و البته مشاهدات ما مخاطبانش، هیچ‌گاه از اصول ذهنی خود عدول نکرده است. او هنوز خود را یک سوسیالیست می‌داند و می‌گوید تا زمانی که خلق‌های محروم از فلاکت بیرون نیامده‌اند و عدالت طبقاتی حکمفرما نشده است، از هیچ چیز جز سوسیالیسم نمی‌شود سخن گفت. فارغ از قضاوت سیاسی و تاریخی این سخن، به جرئت می‌توان گفت او پایمردانه پای باورش ایستاده است.

چندی پیش با بهزاد فراهانی گفت‌وگویی کوتاه درباره مقوله هنر سیاسی انجام دادیم که البته کوتاه بود و موجز و جان مطلب را ادا نکرد. پس از انتشار آن مصاحبه، مخاطبان روزنامه در پیام‌ها و تماس‌های تلفنی متعدد درخواست کردند دایره گفتگو با فراهانی گسترده‌تر باشد؛ به همین دلیل ما هم بر خود لازم دانستیم فرصتی بیشتر از او بگیریم تا جزئی‌تر درباره تاریخ سیاسی معاصر پرسش کنیم که البته این بحث‌ها فقط به تاریخ هم منحصر نشد و بحث به مشکلاتی که امروز بر او و خانواده‌اش رفته نیز رسید.

پنجشنبه‌روزی بهزاد فراهانی ما را به یکی از محله‌های میدان شهدا یا همان ژاله سابق برد و مصاحبه در خانه‌ای قدیمی که لوکیشن فیلم سینمایی‌اش بود، انجام شد.

*در ابتدا می‌خواهیم قدری از شروع کارتان بگویید. اینکه با چه کسانی کار می‌کردید و چگونه به سمت سیاست رفتید؟

-ناگواری‌هایی که در آن زمان پیش آمد، ناشی از نادانی نسل ما نبود و ما اگر چوب هم خوردیم، چوب شرایط بود. ما شاگردی کسانی را کردیم که خیلی شریف بودند. ما شاگردی خانواده غلامحسین خان مفید، سرکیسیان و… را کردیم. با بیضایی هم کار کردیم و نسبتی هم با هم داریم. بعد به انجمن تئاتر ایران رفتیم که بچه‌های چریک آنجا بودند؛ از جمله یلفانی و سلطان‌پور و دیگران که در آنجا هم یاد گرفتیم. صمد بهرنگی و بهروز دهقانی هم هر زمان به تهران می‌آمدند، به انجمن سر می‌زدند.

*ارتباط شما با امیرپرویز پویان به چه شکل بود؟

-در انجمن تئاتر ایران او به‌عنوان یک تئوریسین فهیم که تاریخ جهانی را می‌دانست، حاضر می‌شد و ما، چون در آغاز نمایش‌نامه حادثه دروتیسی را دست گرفتیم و توانایی‌هایمان در تاریخ سیاسی اروپا به حد آرتور میلر نبود، یلفانی و امیرپرویز پویان به ما کمک می‌کردند. جنگ جهانی دوم و مباحث دیگر را از آن‌ها یاد گرفتیم.

امیر‌پرویز دنبال بچه‌هایی که تمایلات سیاسی داشتند، می‌گشت؛ بنابراین فرصت‌های خالی ما را مال خود می‌کرد. اول درباره مسائل مارکسیستی بعد هم درباره تحلیل نیما؛ منتها زمانی که جنبش سیاهکل به سمت پراتیزه‌شدن پیش رفت، اجازه نداد دوستان ما به این حرکت بپیوندند و خیلی رک و صریح گفت شما کارتان را بکنید. آقای نصرت‌الله نویدی یک نمایش‌نامه درباره تراکتور نوشته بود که به سعید سلطان‌پور داده بود تا کارگردانی کند و من نقش اصلی آن بودم و متأسفانه توقیف هم شد.

بیشتر بخوانید: ناگفته های گلشیفته فراهانی از تعرض به ریحانه پارسا و زهرا امیرابراهیمی

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *