
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در این متن به سوال میپردازیم که «بنوالسَّرج» چه کسانی بودند و چگونه یکی از یادگارهای آنان، با گذشت زمان از نشانه یک جنایت تاریخی به رسمی رایج در میان برخی مردم تبدیل شد؟
بنابر روایت حوزه، در گوشه کنار شهر هنوز هستند خانههایی که بر سر در آنها نعلهای اسب آویزان شده است. از صاحبخانه که میپرسی هدف این کار چیست؟ پاسخ میدهند برای دفع شر یا چشم زخم مفید است.
سالیان قبل نقش این سنت و عقیده در میان کوچهها و محلهها پر رنگتر بود حال آنکه با ورود مدرنیته این فرهنگ عامه رنگ باخته است و نشانههای آن را به ندرت میتوان در محلات قدیمی یافت.
اما به راستی ریشه این فرهنگ عامیانه و عقیده سنتی چیست؟ آیا به واقع اثری در دفع شر و بلا ایفا میکند و یا اقدامی کورکورانه و بدون تتبع تاریخی است؟
مورخان و سفرنامه نویسانی که در سالهای نخستین پس از فتح اندلس توسط مسلمانان به این شهر سفر کردهاند، با نعلهای آویزان شدهای بر روی درهای خانههای مسلمانان و یا تازه مسلمانان مواجهر کتاب خود؛ «التسمیات» در این خصوص گفته است: «بنو النعل، وهم أولاد من أرکض الخیل علی جسد الحسین(علیه السلام) فی کربلاء، وأخذوا من ذلک النعل بقایاه ویخلطونه بمثله أباً عن أب. ویعلَّق حلقة منه علی أبواب الدور تَفَؤُّلاً وتیمّناً بها»: فرزندان نعل دارها: آنها فرزندان کسانی هستند که با اسبهایشان بر جسد مطهر امام حسین(ع) اسب تاختند و نعلهای اسب را مانند میراثی بین نسلهای خود محفوظ نگه داشتهاند و حلقهای از آن را بر سر در خانههای خود جهت تبرک آویزان میکنند(شهرستانی، التسمیات بین التسامح العلویّ والتوظیف الأمویّ، جلد: ۱، صفحه: ۲۰۹).
سنتهای عامیانه چنانکه در نمونه نعلهای آویزان از نظر گذشت، گاه ریشه در زوایای پنهان تاریخ دارد؛ زوایایی مانند اقدامات بیشرمانه دشمنان اهل بیت در فاجعه عظیم کربلا که در تاریخ نظیر آن کمتر مشاهده شده است.
در زیارت ناحیه مقدسه از زبان حضرت ولیعصر(عج) این مظلومیت به تصویر چنین کشیده شده است:
«حَتّی نَکَسوکَ عَن جَوادِکَ، فَهَوَیتَ إلَی الأَرضِ جَریحا، تَطَؤُکَ الخُیولُ بِحَوافِرِها، وتَعلوکَ الطُّغاةُ بِبَواتِرِها»: تا آن که تو را از اسبت به زیر کشیدند و زخمی و خونین، به زمین افتادی. اسب ها تو را زیر سُم خود گرفتند و ستمگران با شمشیرهایشان بر سر تو ریختند.
