بن‌بست فیلم و فیلمسازان کوتاه در ایران/ جشنواره‌ای که پرواز نمی‌دهد

جشنواره فیلم کوتاه تهران ویترین اصلی استعداد‌های تازه است، اما به‌جای پلی برای ورود به سینمای حرفه‌ای، اغلب به بن‌بست ختم می‌شود، فیلمسازان جوان پس از درخشش در جشنواره، نه حمایت می‌شوند و نه در مسیری روشن قرار می‌گیرند که نتیجه، هدررفت استعداد‌ها و یکنواختی سینمای بلند ایران است.
24 شهريور 1404

بن‌بست فیلم و فیلمسازان کوتاه در ایران/ جشنواره‌ای که پرواز نمی‌دهد

جشنواره فیلم کوتاه تهران ویترین اصلی استعداد‌های تازه است، اما به‌جای پلی برای ورود به سینمای حرفه‌ای، اغلب به بن‌بست ختم می‌شود، فیلمسازان جوان پس از درخشش در جشنواره، نه حمایت می‌شوند و نه در مسیری روشن قرار می‌گیرند که نتیجه، هدررفت استعداد‌ها و یکنواختی سینمای بلند ایران است.

هدیه حدادی اصل- جشنواره فیلم کوتاه تهران سال‌هاست که به‌عنوان مهم‌ترین رویداد در حوزه فیلم کوتاه در ایران برگزار می‌شود. هر سال هزاران اثر از گوشه و کنار کشور به دبیرخانه جشنواره می‌رسند و از میان آن‌ها صدها فیلم، انتخاب و در بخش‌های گوناگون به نمایش درمی‌آیند. این جشنواره نه فقط برای دانشجویان سینما، که برای بسیاری از جوانانی که با امکانات محدود و شور و شوق فراوان فیلم می‌سازند، سکوی نخستین مواجهه با مخاطب، منتقد و رسانه است. کیفیت برخی از آثار به اندازه‌ای بالا است که نشان می‌دهد پشت دوربین‌های کوچک و در میان گروه‌های بی‌نام و نشان، استعدادهایی تازه و پرانرژی حضور دارند. با این حال، وقتی چراغ جشنواره خاموش می‌شود، گویی همه چیز نیز خاموش می‌شود. فیلمساز جوانی که در جشنواره مورد توجه قرار گرفته، معمولاً پس از پایان رویداد هیچ مسیر مشخصی پیش رو ندارد. نه نهادی او را به سینمای حرفه‌ای معرفی می‌کند، نه تهیه‌کننده‌ای به سراغش می‌آید و نه حمایتی برای ساخت فیلم بلند وجود دارد. به همین دلیل، سال‌ها است که بسیاری از برگزیدگان جشنواره فیلم کوتاه تهران بعد از درخشش اولیه به سکوت می‌روند و دیگر خبری از آن‌ها در سینمای بلند شنیده نمی‌شود. 

نقش فیلم کوتاه در سینما و تفاوت آن با مستند
فیلم کوتاه در جهان، نقش آزمایشگاه سینما را دارد. فیلمسازان تازه‌کار می‌توانند در مدت‌زمان محدود و با هزینه‌ای اندک نسبت به سینمای بلند و داستانی، ایده‌های خلاقانه خود را بیازمایند، شیوه‌های بصری جدید امتحان کنند و حتی اشتباه کنند. همین فضای تجربه‌گری است که بسیاری از کارگردانان بزرگ امروز را شکل داده است. نام‌هایی مانند کریستوفر نولان، اسپایک لی، آندری زویاگینتسف یا اصغر فرهادی کار خود را با فیلم کوتاه آغاز کردند و با همان آثار کوتاه به جشنواره‌ها راه یافته و اعتماد سرمایه‌گذاران را جلب کرده‌اند. فیلم کوتاه در واقع پلی است میان آموزش و صنعت، پلی که اگر درست ساخته شود می‌تواند به ورود نسل تازه‌ای از فیلمسازان به بدنه سینمای حرفه‌ای منجر شود. 

اما در ایران، این پل تقریباً نیمه‌کاره باقی مانده است. فیلم کوتاه بیش از آن‌که یک حوزه مستقل تلقی شود، تنها مقدمه‌ای برای ورود به سینمای بلند به حساب می‌آید. همین نگاه باعث می‌شود فیلمسازان کمتر به فیلم کوتاه به چشم یک مدیوم مستقل نگاه کنند و اغلب هدف نهایی خود را ساخت فیلم بلند بدانند. در مقابل، سینمای مستند وضعیتی متفاوت دارد. مستندسازی در ایران یک حوزه مستقل است و فیلمسازان حرفه‌ای بسیاری سال‌ها است که به شکل تخصصی در آن کار می‌کنند. جشنواره‌های مستند، حمایت‌های دولتی و حتی مخاطبان خاص این گونه سینمایی باعث شده که مستندسازان بتوانند مسیر حرفه‌ای خود را طی کنند و آثار بلند تولید کنند. در حالی که فیلم کوتاه در ایران هنوز به رسمیت شناخته نشده و همین امر باعث سرگردانی فیلمسازان جوان پس از جشنواره‌ها است. 

منبع  : خبرگزاری میزان

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *