۱۱:۰۰ – ۳۱ تير ۱۴۰۵
آنچه امروز در ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا دیده میشود، بیش از آنکه صرفاً یک گزارش درباره وضعیت جنگ باشد، اعترافی ضمنی به محدودیتهای راهبرد فشار در برابر ایران است.
باشگاه خبرنگاران جوان – در ادبیات راهبردی آمریکا، همواره این فرض وجود داشته است که ترکیب فشار نظامی، تحریم اقتصادی، عملیات روانی و تهدید مستمر میتواند محاسبات راهبردی طرف مقابل را تغییر دهد. این الگو که در روابط بینالملل با عنوان «دیپلماسی اجبار» شناخته میشود، طی دهههای گذشته در قبال کشورهای مختلف به کار گرفته شده است. با این حال، تجربه رویارویی اخیر آمریکا با ایران بار دیگر نشان داد که این الگو در برابر همه بازیگران یکسان عمل نمیکند و موفقیت آن وابسته به ویژگیهای ساختاری، سیاعتقدند حملات نظامی واشنگتن قادر نخواهد بود رفتار یا مواضع راهبردی تهران را تغییر دهد. این گزارش همچنین تأکید میکند که ادامه این روند، علاوه بر فرسایشی شدن تقابل، هزینههای سیاسی قابل توجهی نیز برای کاخ سفید ایجاد خواهد کرد؛ بهویژه آنکه حمایت افکار عمومی آمریکا از تداوم جنگ رو به کاهش است.
این ارزیابی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که از سوی همان دستگاههایی مطرح میشود که مأمور سنجش اثربخشی سیاستهای امنیتی و نظامی آمریکا هستند. به بیان دیگر، مسئله صرفاً یک تحلیل رسانهای نیست، بلکه نشانهای از شکلگیری یک برداشت جدید در درون ساختار تصمیمسازی امنیتی آمریکاست؛ برداشتی که حکایت از محدودیت ابزار نظامی در تغییر رفتار ایران دارد.
