به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری آنا، واقعیت تلخ امروز جامعه ایران، ناشی از یک فرآیند طبیعی و خودجوش نیست؛ بلکه محصول یک دستاندازی تمدنی به معانی اصیل اینجایی است. آنچه جریانهای لیبرال تحت عنوان تکثر هویتی به بازار اندیشه عرضه میکنند، در واقع نقاب زیبایی بر چهره تسلیم فرهنگی است.
ما با تفاوت روبهرو نیستیم، بلکه با استحاله مواجهیم. وقتی زیستجهان بخشی از جامعه، آمیخته با ارزشهای سکولار میشود، این یک مساله آفتزده است که نیاز به درمان دارد، نه یک واقعیت قهری که باید در برابر آن لنگر انداخت. عقبنشینی در ساحت هویت، دومینوی عقبنشینیهایی را فعال میکند که در نهایت، استقلال تاریخی ملت را به تاراج میبرد. تاریخ تجدد در حال رسیدن به لحظات پایانی حیات خود است و چسبیدن به این کشتی در حال غرق شدن، نشان از فقدان تدبیر استراتژیک دارد.
خیانت محافظهکاری
بزرگترین ضربه به پیوستگی اجتماعی نه از سوی دشمن خارجی، بلکه از ناحیه انفعال ساختاری در نهادهای حکمرانی وارد شده است. امروز در بدنه بسیاری از دستگاهها، نوعی محافظهکاری سمی حاکم است که یا دگردیسیهای تلخ هویتی را نمیبیند و یا برای بقای سیاسی، بر موج این افولهای معنایی سوار میشود.
