
امیرحسین نوروزی، مستندساز، درباره سوژه و چگونگی شکلگیری ایده ساخت مستند «بمب و بیمارستان» و در گفتوگو با میزان، گفت: در جریان جنگ ۱۲ روزه، بهعنوان مستندساز به دنبال روایت قصهها بودم تا اینکه میان خبرها و مصاحبهها، ویدیویی دیدم از پدری که نوزادی را در آغوش داشت و از کادر درمان یک بیمارستان به دلیل نقشی که در به دنیا آمدن کودک داشتند، تشکر میکرد. با پیگیری مشخص شد این ویدیو توسط روابط عمومی بیمارستان محبالکوثر یوسفآباد منتشر شده است. در ادامه، از یاسر انتظامی شنیدم که درباره این موضوع تحقیق میدانی انجام داده است. او به دلیل سکونت در همسایگی این بیمارستان، به جزئیات ماجرا نزدیک بود و توضیح میداد که در همان جنگ ۱۲ روزه، شبی بمبی در نزدیکی بیمارستان فرود آمده و تا پشت دیوار اورژانس پیش رفته اما عمل نکرده بود. با وجود این، بیمارستان فاطمی و محبالکوثر هر دو کد تخلیه دریافت کرده بودند؛ در حالی که یکی از آنها بیماران سرطانی بدحال داشت و دیگری در بخش زایمان و آیسییو دارای بیماران خاص بود. سوژه نوزاد نیز در دل همین وقایع قرار داشت.
وی با اشاره به پژوهش اثر، توضیح داد: پژوهش یاسر انتظامی برای من بسیار مفید بود و به تکمیل تحقیقات من کمک کرد. همزمان، آقای والینژاد، تهیهکننده، نیز از همین پژوهش و طرح اولیه داستانی او برای فیلم داستانی «نیمهشب» استفاده کردند. در ابتدا قصد داشتم فیلم را با محوریت تولد همان نوزاد بسازم و نام آن «فرزند ایران» بود. اما با توجه به اینکه این روایت هم بیمارستان محبالکوثر و هم بیمارستان فاطمی را درگیر میکرد، بهویژه بخش بیماران سرطانی که انتقال آنها هنگام صدور کد تخلیه بسیار دشوار بود، و نیز خانه سالمندانِ هموطنان مسیحی در منطقه آسیب دیده بود، روایت فیلم گستردهتر شد و عنوان آن به «بمب و بیمارستان» تغییر یافت.
