منوچهر محمدی را تهیهکننده مولف سینمای ایران نامیدهاند. تهیهکنندهای که معمولا فیلمهایش براساس طرحی از خود او ساخته میشود و محصول نهایی هم انطباق کامل با اندیشههایش دارد؛ از «زیر نور ماه» تا «طلا و مس» و «بوسیدن روی ماه» میتوان خط واحدی را جستجو کرد که دلمشغولیهای منوچهر محمدی را بازتاب میدهد. بهانه این گفتوگو فیلم «بوسیدن روی ماه» است که قرار بود عید نوروز مهمان سینماها باشد ولی با هفت ماه تاخیر بر پرده آمد.
شما را به عنوان یک تهیهکننده مؤلف میشناسند. معمولا فیلمهایی را تهیه میکنید که طرح اولیه آنها مربوط به خود شماست و به نظر میرسد در تمام مراحل آفرینش یک فیلم حضوری مؤثر و جدی دارید. اگر فیلمهای شما را کنار هم بگذاریم بیشتر از آنکه بشود در کارنامه کارگردان مفهوم مشترک را پیدا کرد در کارنامه تهیهکننده به چنین مفهوم مشترکی میرسیم. این طرحها از کجا میآیند؟
اینها کار یک پستچی است که بعضی وقتها میآید و زنگ خانه را میزند و این طرحها را به من میدهد! برای خود من مسئله اینطور بوده که مثل همه آدمهایی که در حوزه فرهنگ و هنر هستند دلمشغولیهایی دارم و به نظرم زبان سینما برای بیان این دغدغهها زبان رساتری نسبت به سایر هنرهاست. فکر میکنم قابلیتها، توانمندیها و تأثیرگذاری زبان سینما این امکان را میدهد که بعضی از ایدهها و فکرها به صورت تصویری دربیایند و جماعت بیشتری با آن ایده و فکر آشنا شوند. از سوی دیگر مسئله بحران فیلمنامه جدی است و کمبود فیلمنامه خوب حس میشود؛ فیلمنامهای که در آن یک دغدغه یا یک حرف جدی برای گفتن وجود داشته باشد و به نوعی فرزند زمانه خودش باشد و بتواند بخشی از مکنونات قلبی مخاطب را به شکلی هنرمندانه منعکس کند. زیاد فکر میکنم، زیاد میخوانم و مسائل مختلف را جدی میگیرم و به بعضی از اتفاقهای دور و برم با توجه بیشتری نگاه میکنم. اینکه بعد از این چطور طرح فیلمنامه شکل میگیرد، سؤالی است که واقعا خودم هم نمیتوانم مکانیسم دقیقی برای آن پیدا کنم. ولی وقتی در منابع مختلف مثل روزنامهها و صداوسیما بحث سونامی طلاق مطرح میشود روند دیگری برای من آغاز میشود و به این فکر میافتم که آیا میتوانیم قصه عاشقانهای برای بعد از ازدواج تعریف کنیم و آن را به صورت فیلم دربیاوریم؟ در سینمای ما معمولا عشق قبل از ازدواج یا دوره نامزدی نشان داده میشود.ولی برای من این مسئله به صورتی طرح میشود که آیا بعد از ازدواج و داشتن دو بچه میشود یک زن و شوهر رابطهای عاشقانه داشته باشند؟ آیا میشود در این رابطه از صورت ظاهر به سیرت باطن رسید؟ و بعد با جرقه دیگری به طرحی مثل «طلا و مس» میرسم.
