
به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در تاریخ جنگها همواره نشانه خطر با صدا و آتش شناخته شده است. انفجار، ویرانی و تلفات انسانی تصویری آشنا از خشونت به دست می دهد. اما جهان معاصر گونه ای تازه از تخریب را تجربه می کند، تخریبی که نه با انفجار بلکه با روایت آغاز می شود. در این نوع نبرد آنچه هدف قرار میگیرد شهر و زیرساخت نیست بلکه قوه تشخیص یک ملت است و خبر جعلی در چنین وضعی به ابزاری بدل میشود که آرام و بی صدا بنیان فهم مشترک جامعه را فرسوده میکند و اگر بمب هسته ای نقطه ای را نابود میکند خبر جعلی توان آن دارد که میدان داوری یک جامعه را به تدریج از درون تهی سازد.
بنابر روایت تسنیم، جامعه انسانی تنها با قدرت سخت دوام نمی آورد و آنچه ملتها را در لحظه های دشوار حفظ می کند شبکهای از اعتماد شناختی است، یعنی اطمینان عمومی به اینکه واقعیت قابل فهم است و تصمیم جمعی میتواند بر پایه دادههایی نسبتاً معتبر شکل گیرد و هنگامی که این اعتماد آسیب ببیند حتی قدرتمندترین ساختارهای سیاسی و اقتصادی نیز در معرض تزلزل قرار میگیرد و خبر جعلی دقیقاً در همین نقطه عمل میکند و هدف آن صرفاً انتشار یکوشتههای روی تصویر میتواند نشانه هایی از دستکاری را آشکار کند.
با این همه مهمترین سپر دفاعی در برابر عملیات شناختی یک اصل ساده اما عمیق است و آن آرام سازی تصمیم است. جنگ شناختی بر سرعت و هیجان تکیه دارد و اگر مخاطب پیش از باور یا بازنشر یک خبر اندکی مکث کند و از خود بپرسد این روایت چه احساسی در او ایجاد میکند و چه کسی از انتشار آن سود میبرد بسیاری از زنجیرههای جعل از همان ابتدا متوقف میشود و باید گفت که قدرت یک جامعه تنها در توان نظامی آن خلاصه نمیشود. جامعهای که توان تشخیص خود را حفظ کند از درون استوار باقی میماند و خبر جعلی میتواند از بمب خطرناک تر باشد زیرا بمب شهر را ویران میکند اما جعل خبر عقل جمعی را به زوال میکشاند. بازسازی ساختمان های ویران شده ممکن است اما بازسازی اعتماد و تشخیص بسیار دشوارتر است، از همین رو در روزگار جنگ شناختی هر شهروند آگاه به اندازه یک سنگر اهمیت دارد و هر مکث مسئولانه گامی در دفاع از حقیقت و انسجام ملی به شمار می آید.
