سرانجام ابراهیم نعمتی به همراه ۱۴ نفر از همرزمانش، ۲ آذر ۱۳۶۳ در کمین عناصر گروهک تروریستی کومله گرفتار شدند و همگی به شهادت رسیدند، سپس عناصر کومله، بالای سر شهدا آمدند و بعد از جشن و پایکوبی، با سرنیزه گلوی شهدا را شکافتند.
در ادامه صحبتهای فاطمه نعمتی خواهر شهید ابراهیم نعمتی را میخوانید:
«من سه سال از ابراهیم بزرگتر بودم. با هم به مدرسه میرفتیم. همیشه در انجام تکالیفش به او کمک میکردم. ابراهیم دبستان را در روستا گذراند و برای تحصیل در مقطع ابتدایی به جیرفت رفت. هر روز مسیر روستا تا جیرفت را میرفت و میآمد؛ اما برای گذراندن مقطع دبیرستان در جیرفت ماند و با دوستانش خانهای اجاره کرد. از همان کودکی آرام بود. اهل نماز اول وقت بود، به ما هم سفازش میکرد نماز اول وقتمان را ترک نکنیم. در اوقات فراغتش، بیشتر کتابهای دینی مطالعه میکرد، زیارت عاشورا و دعای کمیل میخواند و در کنار پدر کشاورزی میکرد. برادرم امامعلی (ع) را خیلی دوست داشت، زمانی که مشکلی برایش پیش میآمد، به ایشان توسل میکرد. بچهها را دوست داشت، تا بچه میدید، حتما پیشش میرفت و با او بازی میکرد.
