
اقتصاد۲۴– ایران در حال پشت سر گذاشتن روزهای اعتراض دیگری است. روزهایی که وقت مناسبیست دوباره به خلاءها و نیازمندیها در سیاستگذاریها توجه شود. اما «چه باید کرد؟» دکتر احسان موحدیان کارشناس روابط بینالملل و استاد دانشگاه در این خصوص برای ایسناپلاس نوشت.
طی چندهفتهای که از اعتراضها نسبت به مرگ مرحوم مهسا امینی میگذرد، شاهد شکل گیری رویههایی خاص در میان معترضان بوده ایم. بخش قابل توجهی از این معترضان که سن زیادی هم ندارند، علیرغم معترض بودن به شنیده نشدن صدای خود و عدم گفتگو و پاسخگویی مقامات جمهوری اسلامی هیچ نقدی علیه خود را نیز برنمیتابند و در شرایطی که خود را حق مطلق تصور میکنند، یک طرفه به قاضی رفته و صرفا از ضرورت براندازی نظام مستقر سخن میگویند و تخریب و آشوب گری و فحاشیهای رکیک را نیز حق مسلم خود میدانند.
سوالی که در این میان پیش میآید آن است که چرا این معترضان از هرگونه گفتگو و مصالحه گریزان هستند و چرا تلاش برای اقناع آنان در مورد تبعات خطرناک رفتارهای تخریبگرانه، احساسی و به دور از عقل و منطق به هیچ نتیجهای منجر نمیشود؟
به نظر میرسد بخشی از پاسخ این سوال با بررسی تبعات نبرد سهمگین رسانهای و شناختی ممکن باشد که در داخل و خارج از کشور بر ضد کلیت ایران و نه فقط جمهوری اسلامی در جریان است.
کشورها، گروهها، تفکرات و باندهایی که به هر علت منافع خود را در مقابله با جمهوری اسلامی ایران تعریف کرده اند و از تجزیه این سرزمین و تغییر حاکمان آن سود میبرند، مطالعات عمیق جامعه شناسانه، فلسفی، فرهنگی، اقتصادی و … بر روی مردمان این سرزمین انجام داده اند و به خوبی میدانند اگر مردم ایران بر مبنای تاثیرپذیری از اسطورههای تاریخی مذهبی و ملی خود به این جمع بندی برسند که فرد، گروه یا حاکمی ظالم و ستمگر است، حتما برای نابودی آن با تمام قوا قیام میدانند و هیچ شانسی را برای اصلاح آن قائل نمیشوند. در مقابل فرد، گروه و حاکمانی که خود را در قالب مدافعان حق در برابر ظلم و ستم بازنمایی کنند و این ایده را در ذهن مخاطبان جا بیندازند، از شانس زیادی برای جایگزینی و موفقیت برخوردار خواهند بود.
به نظر میرسد دشمنان ایران با درک این ایده تلاش دارند جمهوری اسلامی را در قالب یک ضحاک ظالم بازنمایی کرده و خود را به مثابه کاوه آهنگر قلمداد کنند. این بازنمایی برای نسل جوانتر با هدف تشدید دوقطبی و از بین بردن شانس هرگونه تعامل و گفتگو میان مردم و حاکمیت از طریق بازیهای رایانه ای، سریالها و فیلمهای آمریکایی با مضامین نبرد خیر و شر و درگیریهای هولناک آخرالزمانی، انواع اپلیکیشن ها، برنامههای مختلف شبکههای ماهوارهای و … در حال انجام است.
بدیهی است جوانی که تحت تاثیر این بازنمایی دوقطبی شده خطرناک قرار گرفته و طرف مقابل را ضحاک اهریمن تلقی میکند، هیچ علاقهای به گفتگو با آن نخواهد داشت و تنها نابودی و جایگزینی کاوه قلابی تصویر شده در رسانههای غربی و سعودی را راه موفقیت و نجات و رستگاری تلقی میکند. در چنین شرایطی تشدید برخورد با معترضان جوان و استفاده از خشونت گسترده تاثیر معکوس داشته و به رسانههای معاند کمک میکند تصویرسازی از جمهوری اسلامی به عنوان اهریمنی غیرقابل اصلاح را با سهولت بیشتری انجام دهند. به نظر میرسد این شرایط توسط مقامات امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی نیز فهم شده و لذا آنان در برخورد با معترضان در مقایسه با رویدادهای سال ۸۸ برخورد متفاوت و تا حد امکان معتدلتری دارند.
بیشتر بخوانید: کاهش سرمایه اجتماعی در ایران، قربانیان اختلالات روانی را افزایش داد
