بعد از جدایی تازه فهمیدیم چقدر عاشق و دلباخته هم هستیم

از روز اول، ریش و قیچی را دست خواهرم و شوهرش سپردم. البته دامادمان اصرار داشت با دختر یکی از اقوام شان ازدواج کنم. من زیر بار نرفتم و با دختر خانم دیگری که یکی از آشنایان معرفی کرده بود ازدواج کردم.

از روز اول، ریش و قیچی را دست خواهرم و شوهرش سپردم. البته دامادمان اصرار داشت با دختر یکی از اقوام شان ازدواج کنم. من زیر بار نرفتم و با دختر خانم دیگری که یکی از آشنایان معرفی کرده بود ازدواج کردم.

بعد از جدایی تازه فهمیدیم چقدر عاشق و دلباخته هم هستیم

به گزارش سیتنا، خواهرم و شوهرش راهنمای زندگی ام شدند و این احساس مسئولیت بیش از حد آنها کار دستم داد. برایم تعیین تکلیف می کردند این کار را انجام بده و این کار را انجام نده.

منبع : سازمان خبری فناوری اطلاعات و ارتباطات (سیتنا)

برای مشاهده متن کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *