اقتصاد ۲۴ ؛ نوژن اعتضادالسلطنه- بعثیسم پیش و در طول جنگ جهانی دوم توسط دو نفر از اعضای طبقه متوسط اهل دمشق یکی مسیحی و دیگری مسلمان نظریه پردازی شد: میشل عفلق و صلاح الدین بیطار. آنان جذب ایدئولوژیهای هولناکی شده بودند که در اروپای آن زمان در جریان بود. به عنوان دانشجویانی در فرانسه در اوایل دهه ۱۹۳۰ میلادی، آن چه در ذهن آنان شکل گرفت معجونی از ناسیونالیسم عربی و مارکسیسمی بود که هم عفلق و هم بیطار شیفته آن شده بودند. به این ملغمه نظریههای آلمانی در مورد هویت آرمانی خون و خاک که در آن زمان در میان نازیها رایج بود نیز افزوده شد.
آن چه “الیور روآ” پژوهشگر فرانسوی درباره بنیادگرایان اسلام گرای نسبتا تحصیلکرده امروز نوشته در مورد بعثیهای سکولار آن زمان نیز صدق میکرد:”از آنجایی که این فرزندان کتابخوان طبقات پایین و متوسط در جوامع خویش نادیده گرفته شده بودند و از موقعیت اجتماعی شان ناراضی بودند رویای انقلاب را در سر میپروراندند رویای انقلابی که در جریان آن بورژوازی عرب را به کلی از بین میبرد و دولتهای بسیار متمرکز با ذهنیت پرولتری را جایگزین آن میساخت”. در اوایل دهه ۱۹۶۰، افرادی مانند عفلق و بیطار و نه اعضای طبقات بازرگانان سنتی در دمشق و بغداد و نه نخبگان دوره فرمانروایی عثمانی و اروپایی با تصورات ساده انگارانه شان نسبت به حکمرانی بودند که ایدئولوژی ساخته و پرداخته شده شان مورد پسند افسران نظامی و فعالانی مانند “صدام حسین” در عراق و “حافظ اسد” در سوریه قرار گرفت.
پیامد اندیشههای انتزاعی بعثی تشکیل دولتهای پلیسی عقیمی بود که بر پایه سرکوب، توسعه اقتصادی، و دستکاری فرقهای شکل گرفتند. در حالی که در عراق، تحت حاکمیت سنیها، بعثیسم در نهایت به یک فلسفه ضد شیعی تبدیل شد، در سوریه تحت حاکمیت فرقه علوی بعثیسم ماهیت ضد سنی به خود گرفت. بعثیسم در هر دو کشور ضد کُردها بود. البته میان شدت سرکوبگری بعثیها تفاوتهایی وجود داشت. عراق در زمان صدام، جایی بود که مردم حتی جرات زمزمه کردن حرفی انتقادی درباره رژیم در خانههای شان را نیز نداشتند و فضایی بسیار سرکوبگرانهتر از سوریه در زمان زمامداری حافظ اسد حکمفرما بود جایی که مخالفت مجاز بود، تا زمانی که هرگز علنی نبود. بعثیسم علیرغم ادعای ایدئولوژیک آن، فاقد مشروعیت ذاتی ملوک الطوایفی جوامع عرب بود که میتوانستند آزادی کافی برای مردم خود فراهم کنند آزادی که به نوبه خود، امکان ایجاد جامعه مدنی را فراهم میکرد که رژیمهای بعثی فاقد آن بودند.
