
به گزارش خبرآنلاین، بررسیهای میدانی و گفتگو با کارشناسان ارشد حوزه فناوری نشان میدهد که یکی از اصلیترین بهانههای مسوولان مخالف بازگشایی اینترنت جهانی، برای تداوم محدودیتهای اینترنتی، ادعای وجود «جایگزینهای مشابه ایرانی» است. آنها معتقدند وقتی میتوان نیازهای جستجو، ارتباط و حتی هوش مصنوعی را در داخل تامین کرد، دلیلی برای بازگشت به اینترنت بینالملل وجود ندارد. اما واقعیتِ کفِ بازار و تجربه کاربران، فرسنگها با این ادعاهای انتزاعی فاصله دارد.
به نقل از سیتنا، در ادامه، سه شکاف بزرگ میان «ادعا» و «واقعیت» را بررسی میکنیم.
۱. از «جستجو» تا «یافتن»؛ شکاف عمیق دادهها
برخی مسوولان، مردم را به جویشگرهایی حواله میدهند که ادعا میکنند دسترسی به تمام محتوا را فراهم کردهاند، اما واقعیت این است که این ابزارها عمدتاً بر پایه دادههای قدیمی (Learning Data) کار میکنند و یا در بهترین حالت، ویترینی از نتایجِ محدود شده هستند. برای یک پژوهشگر، دانشجو یا فعال اقتصادی، «جستجو» به معنای دسترسی به آخرین یافتههای لحظهای جهان است، نه محتواییره اخیر نشان داد که این زیرساختها حتی توان تحمل ترافیک فعلی را هم ندارند و با کوچکترین فشارِ ترافیکی، دچار اختلال و کندی میشوند. از سوی دیگر، منطقِ «ارتباط» ایجاب میکند که شما در جایی حضور داشته باشید که «مشتری» و «مخاطب» حضور دارد. نمیتوان با قطع دسترسی به بازارهای جهانی و محدود کردن مردم در یک دایره بسته، انتظار رشد اقتصادی و شکوفایی کسبوکارهای خرد را داشت.
اصرار بر جایگزینی اجباری، نه تنها باعث رشد پلتفرمهای داخلی نشده، بلکه باعث تعمیق شکاف اجتماعی و نارضایتی عمومی شده است. اینترنت بینالملل برای زندگی امروز یک «لوکس» یا «امتیاز» نیست، بلکه زیرساخت حیاتیِ زیستِ مدرن است. جایگزینهای داخلی میتوانند در کنار اینترنت جهانی رشد کنند، اما هرگز نمیتوانند «جایگزین» پیوندِ حیاتیِ یک ملت با دانش و اقتصادِ جهانی باشند.
۵۸۵۸
