يكشنبه 19 بهمن 1393 16:11 ساعت
«من دیهگو مارادونا هستم» یک اثر پست مدرن است که تقریباً هیچ ارزشی را به رسمیت نمیشناسد. نه ارزشهای سینمایی را، نه ارزشهای شبهروشنفکری را و نه ارزشهای رسمی جامعه را. فیلم همان قدر هجویهی فیلمهای افسردهی اجتماعی پرمدعای سالهای اخیر سینمای ایران است که هجویهای بر پادزهر رفع این مشکل یعنی بخشنامهی سیاستهای حمایتی سازمان سینمایی از فیلمهایی که امیدوارانه به پایان میرسند و پایان باز ندارند و …
مهدی آذرپندار-گروه فرهنگی رجانیوز: شش روز از جشنواره گذشته و ما هنوز سئانس به سئانس به دنبال فیلم برگزیدهی امسال خود میگردیم و چیزی پیدا نمیکنیم. اما سوالی که با گذشت شش روز ذهن همهی اهالی رسانه را به خود مشغول کرده، این است وضعیت اکران سینمای ایران در سال 94 با این وضعیت فیلمها چگونه خواهد بود؟ وقتی در سالن برج میلاد، تحمل قریب به اتفاق فیلمها از نیمهی فیلم به بعد برای اهالی رسانه لااقل سخت به نظر میرسد، سوال اینجاست که مردم چگونه باید آثار افسرده و ریتم کند و ضد قصهی جشنوارهی سی و سوم را در اکران سال 94 دنبال کنند؟
به گزارش رجانیوز، تا اینجای کار با قطعیت باید گفت که به جز چند فیلم «عصر یخبندان»، «رخ دیوانه»، «کوچه بینام»، «چهارشنبه 19 اردیبهشت» و البته فیلم ملتهب «خانهی دختر»، قطعاً دیگر آثار امسال به هیچ وجه برای مخاطب و اکران عمومیساخته نشدهاند یا لااقل اگر هم در آغاز پروژه نیتی برای جلب مخاطب عام وجود داشته، خروجی نهایی فیلمها، موید این نیت نیست. بنابراین، جشنوارهی سی و سوم فجر، تا همین جای کار زنگ خطر را برای اکران سال 94 به صدا درآورده و هشداری است برای دوری هر چه بیشتر این سینما از مردم.
