
به گزارش مجله خبری نگار، قدیمها همین که تابستان از راه میرسید و درس و مدرسه بچهها تعطیل میشد، کسی منتظر برنامهریزی دولت برای برگزاری کلاسهای تابستانی و… نمیماند. پسرها اغلب در همان رشته کاری پدر خانواده مشغول وردستی و آموختن حرفه میشدند و دخترها در کنار مادرانشان کارهای مربوط به خانه را یاد میگرفتند. خلاصه اینکه تابستان فرصتی بود برای یادگیری، اما از جنس زندگی و آنقدر این تابستانها تکرار میشدند که وقتی بچهها قد میکشیدند و پا به سن جوانی میگذاشتند، معمولا در یک حرفه نسبتا ماهر شده بودند. درست است؛ حالا تابستانها تبدیل شده به زمان استراحت و تفریح بچهها در کلاسهای ورزشی و تفریحینیازی که کسی نمیتواند منکر آن شود؛ اما هنوز که هنوز است در گوشه و کنار شهرمان خانوادههایی هستند که مانند گذشته پایبند رابطه اوستا-شاگردیاند و سعی میکنند با برنامهریزی دقیق برای بچهها آنها را به سمت یک آینده تضمینشده هدایت کنند. برای تهیه گزارش درباره این موضوع سراغ بچههای قدونیمقدی رفتیم که این روزها در مکانیکیهای شهر یا کنار دست پدرانشان مشغول کارند، یا کنار اوستاهای خفنشان حسابی سرگرم حرفهآموزی هستند و علاوه بر آموزشهایی که میبینند، حال جیبشان را هم حسابی خوب کردهاند.
