امکان ندارد روزی درمورد فلسفه و مفاهیم پشت پرده این جهان فکر نکرده باشیم. هدفمان چیست؟ برای رسیدن به هدف باید چه کنیم؟ چه چیزی، پشت این نظم جهان است؟ و سوالاتی از این قبیل. …
امکان ندارد روزی درمورد فلسفه و مفاهیم پشت پرده این جهان فکر نکرده باشیم. هدفمان چیست؟ برای رسیدن به هدف باید چه کنیم؟ چه چیزی، پشت این نظم جهان است؟ و سوالاتی از این قبیل. حال، کافی است چیزی وجود داشته باشد تا جواب این سوالات به ظاهر ساده، اما سختمان را بدهد. سوالاتی که به خاطرشان، هزاران مکتب فکری را به وجود آورد. هر کسی، سعی داشت از دید خودش، پاسخهای مناسب و عقلانی را بیابد. بر اساس این مکاتب، کتابها، نقاشیها و فیلمهای زیادی به وجود آمد. دنیای هنر، بخش اعظمی از وجودش را به این خطهای فکری مدیون است. از پوچ گرایی بامزه Rick and Morty بگیرید تا خودشناسی پوچ گرایانه افسرده کننده Bojack Horseman. سازندههای هرکدام از این سریالهای محبوب، سعی داشتند به پرسشهای ما، به شیوههای ساده و بامزه پاسخ دهند.
حال، چرا این سریالهای انیمیشنی که اغلب، دنیاهای عجیب و غیرعادی دارند، به محبوبیت بیشتری میرسند؟ ما میتوانیم اینچنین مفاهیم پوچ گرایانه و خودشناسی را در The Leftovers و Breaking Bad پید کنیم. سریالهایی که با دنیای بیرحم و خشن خود، با زبانی تند به سوالاتمان پاسخهایی میدهند که ناخودآگاه، آنها را قبول میکنیم. اما در این دنیاهای انیمیشنی، اغلب با کمدی، دنیاهای رنگارنگ و نبود محدودیت برای اجرای ایدههای دیوانهوار، شانس بیشتری برای رسیدن به محبوبیت دارند. چیزی که سبب میشود بیشتر و بیشتر، ما را مجاب به گشت و گذار در انیمیشنهای متفاوت کند. اگر خوش شانس باشیم، در این گشت گذار، به یک الماس میرسیم. یک ماجراجویی طولانی، تکرار نشدنی و غمانگیز با دو کیمیاگر ایالتی، یعنی برادران الریک.
