
اقتصاد۲۴-بنجامین فرانکلین در سال ۱۷۸۹ در نامهای به دوستش نوشت: «در این دنیا هیچ چیز جز مرگ و مالیات قطعی نیست.» در واقع، از زمان تمدنهای دوری، چون مصر در ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد، مالیات ابزاری برای درآمدزایی دولتها و قراردادی بین شهروندان و دولت بوده است. مالیات معیاری حیاتی برای توسعه و حکمرانی یک کشور است. با این حال، همانطور که اخذ مالیات یک موضوع قطعی است، هنوز هم این سوال مطرح است که چگونه سیستمها و سیاستهای مالیاتی میتوانند ساختاری برای افزایش درآمد بهتر داشته باشند و کالاها و خدمات عمومی باکیفیت برای مردم فراهم آورند. این امر در کشورهای در حال توسعه که ظرفیت دولت احتمالاً محدود است، اهمیت منحصربهفردی دارد و پایه مالیات بر درآمد تنها بخشی از توزیع درآمد است.
کشورهای توسعهیافته معمولاً یک سیستم مالیاتی مدرن با ظرفیت بالا برای جمعآوری و توزیع مجدد درآمدها دارند. آستانه معافیت مالیاتی برای یک اقتصاد توسعهیافته معمولاً در پایینترین حد توزیع درآمد است؛ مانند ایالات متحده که تقریباً ۹۰ درصد مردم ملزم به پرداخت مالیات بر درآمد هستند. در همین حال در یک اقتصاد در حال توسعه، این آستانه معافیت مالیاتی به حد بالای توزیع درآمد نزدیکتر است. بهعنوان مثال در هند تقریباً ۵ درصد از کسانی که از نظر اقتصادی فعال هستند، موظف به پرداخت مالیات بر درآمد هستند. اقتصاددانان میگویند وقتی یک کشور به سمت توسعه حرکت میکند به تدریج آستانه معافیت مالیاتی خود را کاهش میدهد، به این معنی که پایه مالیات بر درآمد خود را گسترش میدهد. صندوق بینالمللی پول میگوید کشورهای در حال توسعه بههنگام ایجاد سیستمهای مالیاتی کارآمد با چالشهای بزرگی روبهرو هستند.
اول اینکه، اکثر کارگران در این کشورها یا کشاورزند یا در شرکتهای کوچک و غیررسمی کار میکنند و بهندرت دستمزد منظم و ثابتی دارند؛ بنابراین محاسبه پایه مالیات بر درآمد دشوار است.
