حملات اخیر نیروهای مسلح کشورمان بهویژه پس از نقض عهدهای دشمن با وجود گستره و حجم پایین، جزو کاریترین حملات در جنگهای اخیر بوده و در مقابل، ضربات دشمن نیز کمترین تأثیر و خسارت را بر جای گذاشته است.
حملات اخیر نیروهای مسلح کشورمان بهویژه پس از نقض عهدهای دشمن با وجود گستره و حجم پایین، جزو کاریترین حملات در جنگهای اخیر بوده و در مقابل، ضربات دشمن نیز کمترین تأثیر و خسارت را بر جای گذاشته است. دلیل این امر را در اراده پیشدستی نظامی و آمادگی کامل کشور برای ورود به این دور از درگیریها و از بین رفتن زمینه غافلگیری باید جست و بهنظر میرسد اثبات همین اراده در مراحل افزایش تنش بتواند دشمن را در محاسباتش به تجدید نظر وادار کند.
اما قوانین بینالمللی و منشور سازمان ملل مروج رویکرد واکنشی به امنیت هستند و استفاده ابتدایی از گزینه نظامی و حتی پاسخ به تجاوز نظامی را به نام حفظ ثبات و تنشزدایی نفی میکنند. چون از این منظر، ابزارهای دیپلماتیک و حقوقی در اولویت هستند. این در حالی است که امنیت، ذاتاً پیشگیرانه است و فلسفه وجودی نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و دفاعی، پیشگیری از وقوع تهدید است. اتکای صرف به پاسخ پس از حمله، برای حفظ امنیت کافی نیست و سازوکار امنیتی اگر پس از وقوع تجاوز عمل کند، در واقع بخشی از کارکرد خود را از دست داده است و هزینه بسیار سنگینی را نیز متحمل خواهد شد.واقعیت حاکم بر جهان و بهویژه قدرتهای جهانی نیز چیز دیگری است و متناسب با سازوکار قدرت، رویکردی پیشگیرانه به امنیت دارد.
