
رضایی در توضیح این موضوع گفت: فیلم کوتاه برخلاف سینمای بلند معمولاً در چارچوب بازار و سازوکارهای تجاری تولید نمیشود و به همین دلیل وابستگی کمتری به ملاحظات اقتصادی دارد. به گفته او، همین ویژگی باعث میشود فیلم کوتاه بیشتر به عنوان فضایی برای تجربهگری، بیان ایدهها و ارائه نگاه شخصی فیلمساز شناخته شود. در چنین شرایطی، آنچه کیفیت یک فیلم کوتاه را تعیین میکند نه الزاماً میزان سرگرمکنندگی آن، بلکه توانایی آن در انتقال اندیشه، ایجاد تأمل و شکل دادن به تجربهای فکری یا احساسی برای مخاطب است.
او افزود: در سینمای بلند، به دلیل ارتباط مستقیم با مخاطب گسترده و نظام اقتصادی سینما، گاهی عنصر سرگرمی و جذابیتهای روایی در اولویت قرار میگیرد؛ در حالی که در فیلم کوتاه معمولاً بیانگری اندیشه جایگاه پررنگتری دارد.
او در ادامه توضیح داد که بر اساس همین نگاه، میتوان فیلمهای کوتاه را بر مبنای ابزاری که نویسنده یا فیلمساز برای بیان اندیشه خود انتخاب میکند دستهبندی کرد. یکی از مهمترین و رایجترین این دستهها فیلمهایی هستند که از «داستانگویی» به عنوان ابزار اصلی انتقال معنا استفاده میکنند. در این نوع آثار، روایت یک موقعیت یا یک ماجرا بستری برای طرح ایده یا طرح یک پرسش فکری فراهم میکند. در این بخش اشاره شد که چنین دستهبندیای در کتاب «رباعی سینما» نوشته آرش رصافی نیز مطرح شده و در آن تلاش شده شیوههای مختلف بیان اندیشه در سینما، بهویژه در قالب فیلم کوتاه، تحلیل و طبقهبندی شود.
