وی گفت: از سویی دولت افغانستان بهصورت کامل در جریان روند این مذاکرات و نتیجه موردنظر قرار نمیگرفت؛ پیامد سوم این بود که آمریکا با علنی سازی این مذاکرات مهمترین مانع برای تماس و تعامل با طالبان را برداشت و در پی آن، نوعی رقابت میان کشورهای مختلف در برقراری تعامل با طالبان ایجاد شد، رقابتی که نتیجه عملکرد آمریکا بود.
توافق دوحه روند صلح را به محاق برد
این دیپلمات کشورمان امضای توافق دوحه میان طالبان و آمریکا را که در فوریه ۲۰۲۰ انجام شد، واجد سه پیامد عمده دانست و توضیح داد: با امضای این توافق روند صلح در افغانستان عمیقاً توسط یکطرف به فراموشی سپرده شد. درنتیجه این توافق، وقتی یکطرف در منازعه احساس پیروزی کرد و موقعیت خود را ارتقاءیافته دید، طبیعی بود که با طرف مقابل که دولت کابل بود، حاضر به مذاکره و توافق نشود. القای روحیه پیروزی به طالبان که نتیجه رفتار آمریکا بود، مهمترین عاملی شد که بعد از توافق دوحه هرگونه روند صلح را به محاق برد.
وی همچنین ادامه داد: بعد از امضای توافق دوحه عملاً کار دفتر سیاسی طالبان در دوحه بهصورت واقعی پایان یافت و مسئولیت اصلی کار بر عهده بخش نظامی طالبان در داخلی افغانستان قرار گرفت. بعد از امضای توافق دوحه هیچ نقش کاد سیاسی آسیای مرکزی به جنوب آسیا از طریق افغانستان است. نشست اخیر تاشکند که با همین عنوان صورت پذیرفت و ساختار سازی انجامشده برای تحقق این هدف که در حاشیه این نشست صورت پذیرفت (آمریکا، پاکستان، افغانستان، ازبکستان) در کنار ساختار P۵+۱ (۵ کشور آسیای مرکزی بعلاوه آمریکا) در این زمینه قابل تفسیر میباشند. بهرامی اضافه کرد بر هم زدن توازن منطقه در ارتباط با افغانستان و ارتقای نقش پاکستان را که حاصل روند طی شده در جریان توافق دوحه است، نیز در این راستا باید مورد ارزیابی قرار داد.
بر این اساس میتوان گفت شرایط فعلی افغانستان حاصل جراحی است که آمریکا متعاقب درک عدم موفقیت نظامی در مواجهه با بحران افغانستان، در سیاستهای منطقهای خود و با هدف تنظیم ترتیبات جدید در این حوزه صورت داده است.
