
اقتصاد۲۴- به موازات تأیید مقامات ایرانی و آمریکایی درباره انجام دیدارهایی در نیویورک و مسقط، علی باقریکنی، معاون سیاسی وزارت امور خارجه و مسئول تیم مذاکرهکننده هستهای، هم از دیدار خود با همتایان تروئیکای اروپایی عضو برجام خبر داد؛ دیدارهایی که میتواند مکمل مذاکرات انجامشده تهران – واشنگتن با میانجیگری عمان و قطر باشد.
به گزارش دیپلماسی ایرانی ، صبح دیروز سهشنبه، باقریکنی در صفحه توییترش از سفر به امارات متحده عربی گفت و درباره این سفر نوشت: «در چارچوب تحکیم سیاست همسایگی و در راستای استمرار رایزنیهای سیاسی با همسایگان، به امارات متحده عربی سفر کردم تا درباره ارتقای همکاریهای دوجانبه و بررسی مسائل منطقهای با مقامهای این کشور گفتگو کنم. دو هفته پیش، وزیر مشاور امارات سفری به ایران داشت که گفتگوهای مفصلی با یکدیگر داشتیم»؛ اما ساعاتی بعد مشخص شد که او، نهتنها به دلیل تقویت مناسبات دوجانبه تهران – ابوظبی که با هدف اصلی دیدار با مقاماتی از تروئیکای اروپایی عضو برجام راهی امارات شده است. چنانکه باقریکنی ظهر دیروز، در صفحه توییتر خود به موضوع این دیدار اشاره کرد و نوشت: «در ادامه رایزنیهای دیپلماتیک با طرفهای منطقهای و فرامنطقهای، با همتایان آلمانی، فرانسوی و انگلیسی خود در ابوظبی ملاقات کرده و درباره طیفی از موضوعات و نگرانیهای متقابل با هم گفتگو کردیم».
انجام سفر علی باقریکنی به ابوظبی و دیدارش با همتایان تروئیکای اروپایی در سایه انتشار برخی اخبار در روزهای اخیر میتواند از ابعاد مختلف حائز اهمیت باشد؛ چنانکه برخی از کارشناسان این سفر را تکمله مذاکرات انجامشده از طرف مقامات ایرانی و آمریکایی با میانجیگری عمان و همچنین دیدارهای انجامشده در نیویورک بین رابرت مالی، نماینده ویژه آمریکا در امور ایران در وزارت امور خارجه با سعید ایروانی، نماینده ایران در سازمان ملل، میدانند. در مقابل طیفی هم قائل به انجام مذاکراتی مستقل و میانجیگریهای جداگانه کشورهای اروپایی هستند؛ کمااینکه صولت میرهاشمی در گفتگو با «شرق» اعتقاد دارد که «اگرچه امکان دارد مذاکرات انجامشده باقریکنی با همتایان تروئیکای اروپایی خود در ابوظبی، ارتباط موضوعی یا محتوایی با دیدارهای صورتگرفته در مسقط یا نیویورک داشته باشد؛ اما به نظر او، «سه کشور اروپایی عضو برجام مباحث خاص خود را در مذاکره با طرف ایرانی دارند که موتور مذاکرات دیروز در امارات بوده است».
این کارشناس در ادامه ارزیابی خود از «اهمیت تداوم جنگ اوکراین و ادعاهای قاره سبز درباره همراهی تهران با مسکو در این تهاجم میگوید». با این خوانش، میرهاشمی یادآور میشود که «برای اروپاییها اکنون موضوع جنگ اوکراین یک اهمیت و اولویت جدی را در مذاکرات با ایران دارد»؛ بههمیندلیل تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی معتقد است که «اروپاییها به موازات تلاش برای کنترل و مدیریت پرونده فعالیتهای هستهای ایران، سعی دارند که موضوع مناسبات نظامی، دفاعی و تسلیحاتی تهران مسکو را هم محدود کنند».
سیفالله علیخانی هم مطابق با آنچه صولت میرهاشمی عنوان کرد، به «شرق»، از اهمیت پایان محدودیتهای مربوط به تحریم موشکی، نظامی و تسلیحاتی ایران در مهرماه سال جاری (اکتبر)، مطابق با قطعنامه ۲۲۳۱ سازمان ملل بهعنوان ضامن اجرائی برجام میگوید. به گفته این کارشناس، «بعد از پایان این تحریم تسلیحاتی مناسبات نظامی و دفاعی روسیه و ایران وارد برهه تازهای خواهد شد و در این راستا به گفته تحلیلگر ارشد حوزه بینالملل، «این امکان وجود دارد که روسیه توجیهی برای دادن جنگنده سوخو – ۳۵ به ایران و از سوی دیگر مجوزی برای تهران در تفاهمی مشابه با روسیه شکل بگیرد».
بههمیندلیل علیخانی هم مشابه با ارزیابی میرهاشمی، بر این باور است که «اروپاییها در تلاشاند تا در بازه زمانی چهارماهه منتهی به مهر ماه و قبل از پایان تحریمها و محدودیتهای تسلیحاتی ایران درباره روابط نظامی تهران – مسکو و موضوعاتی از این دست به نتیجهای قطعی برسند. به گفته این تحلیلگر حوزه بینالملل، موضوع روابط دفاعی و نظامی روسیه و ایران به قدری برای اروپاییها و بهویژه تروئیکای عضو برجام (آلمان، فرانسه و انگلستان)، حائز اهمیت است که به نظر علیخانی، این احتمال وجود دارد که «یکی از پیششرطهای مهم برلین، پاریس و لندن برای احیای برجام یا هرگونه توافقی با ایران در زمینه هستهای منوط به محدودشدن مناسبات نظامی و دفاعی روسیه و ایران باشد».
البته سیفالله علیخانی به ارتباط انجام این دیدارها از طرف مقامات تروئیکای اروپایی با علی باقریکنی در ابوظبی با تغییر و تحولات در داخل ایران هم ورود میکند و یادآور میشود که «در بحبوحه التهابات سال گذشته عملا فضایی برای انجام مذاکرات بین اروپاییها و ایران وجود نداشت»؛ ولی به باور این تحلیلگر حوزه بینالملل، «اکنون با فروکشکردن اعتراضات و تغییر ملموس فضا بعد از احیای روابط تهران – ریاض و تحولات دیگر و از همه مهمتر تلاشهای پنهان و چراغ خاموش آمریکا برای مذاکره با ایران، اروپاییها هم این جرئت را پیدا کردند که مذاکرات مستقل خود را با طرف ایرانی داشته باشند».
صولت میرهاشمی هم در تکمیل گفتههای علیخانی، اعتقاد دارد که «آنچه بین علی باقریکنی و همتایان اروپایی خود در ابوظبی ردوبدل شده است، مستقل و به طور موازی با تلاشهای آمریکایی است»؛ چراکه از منظر او، «اروپاییها که نگاهی ضد ایرانی پررنگتری از دولت بایدن به تهران در جریان ناآرامیهای سال گذشته داشتند، با تغییر فضا و شکلگیری زمینه اولیه مذاکره، بیش از آنکه نگران پرونده هستهای باشند، روی حوزه دفاعی و نظامی ایران و نقش تهران در همراهی با روسیه تمرکز دارند». با این برداشت، صولت میرهاشمی بر نوعی تقسیم وظیفه بین ایالات متحده آمریکا و تروئیکای اروپایی تأکید دارد و در تبیین و تشریح این تقسیم وظیفه قائل به آن است که «دولت بایدن با مذاکرات مستقل و موازی به دنبال کنترل ایران در پرونده فعالیتهای هستهای است و سه کشور اروپایی عضو برجام هم در مذاکرات جداگانه خود سعی دارند ایران را در حوزه نظامی، دفاعی، موشکی و پهپادی به نظر خود مدیریت کنند».
