
بازیکن در نقش شخصیتی به نام توبهکار (The Penitent One) قرار میگیرد؛ آخرین بازماندهی قتلعامی که با نام «سکوت اندوهبار» شناخته میشود. سرزمین کوستودیا (Cvstodia) تحت تأثیر یک نیروی ماورایی به نام معجزه (The Miracle) قرار گرفته و مردم آن با گناه، درد و عذاب دستوپنجه نرم میکنند.
در مسیر بازی، شخصیتهای فرعی مختلفی نیز حضور دارند که هرکدام داستان و گذشته متفاوتی دارند. بیشتر این داستانها حول موضوعاتی مانند گناه، رنج، مجازات و تلاش برای رسیدن به رستگاری شکل گرفتهاند. مأموریتهای جانبی نیز با وجود طراحی مرموز، معمولاً پاداشهای ارزشمندی دارند؛ با این حال، بعضی از آنها به دلیل راهنماییهای محدود، بدون استفاده از راهنما بسیار دشوار هستند.
در ابتدای بازی، مبارزات ممکن است کمی خشک و سخت به نظر برسند و کنترل دقیق آنها به تمرین نیاز داشته باشد. با این حال، با ارتقای Mea Culpa، یادگیری الگوی حملات دشمنان و تسلط بیشتر بر Parry، مبارزات روانتر و لذتبخشتر میشوند. در مجموع، سیستم مبارزات Blasphemous با وجود سادگی ظاهری، به مرور عمق بیشتری پیدا میکند و تجربهای چالشبرانگیز و رضایتبخش ارائه میدهد.
با وجود تنوع قابلقبول این سیستمها، همه آیتمها تأثیر یکسانی روی روند بازی ندارند. تعداد قابلتوجهی از این قابلیتها تأثیر چندانی بر گیمپلی ندارند و در بسیاری از مواقع، گزینههای محدودی نسبت به سایر موارد کاربرد بیشتری پیدا میکنند. به همین دلیل، سیستم شخصیسازی بازی اگرچه تنوع مناسبی ایجاد میکند، اما میتوانست از نظر تأثیرگذاری و ایجاد تفاوت میان سبکهای مختلف بازی، عمیقتر و متنوعتر باشد.
علاوه بر این، برای دسترسی به بعضی قسمتهای مخفی و مسیرهای جدید، لازم است برخی تواناییها بهصورت دستی انتخاب و تجهیز شوند. این سیستم همیشه به شکل روان و راحت عمل نمیکند و ممکن است در جریان کاوش، کمی از سرعت و لذت اکتشاف بکاهد. با این حال، طراحی پیچیده و بههمپیوسته محیطها باعث میشود پیدا کردن مسیرهای مخفی و بازگشت به مناطق قبلی، همچنان یکی از بخشهای مهم و جذاب تجربه بازی باشد.
در نتیجه، سختی بازی بیشتر از آنکه به قدرت بیش از حد دشمنان وابسته باشد، به صبر، تمرکز و یادگیری بازیکن مربوط میشود. هرچه بازیکن زمان بیشتری برای شناخت سیستم مبارزات و محیط صرف کند، کنترل شرایط آسانتر شده و بازی به تجربهای لذتبخشتر و رضایتبخشتر تبدیل میشود.
محیطهای بازی نیز نقش مهمی در ایجاد فضای آن دارند. کلیساهای متروکه، مناطق آلوده و مکانهایی پر از آثار مرگ و ویرانی، همگی به شکل خاصی طراحی شدهاند و حس رنج و فروپاشی را به بازیکن منتقل میکنند. استفاده مناسب از نور و سایه نیز به این فضا کمک کرده و حالوهوایی تاریک، مرموز و گاهی وهمآلود ایجاد میکند.
در مقابل، طراحی صدای محیط و دوبله بازی بازخورد بسیار مثبتی دریافت کردهاند. دوبله اسپانیایی یکی از ویژگیهای قابلتوجه بازی است و به دلیل هماهنگی با فضای فرهنگی و مذهبی آن، حس حضور در یک مراسم یا نمایش آیینی را به بازیکن منتقل میکند. این صداگذاری در کنار طراحی محیط، باعث میشود فضای مذهبی بازی باورپذیرتر و تأثیرگذارتر به نظر برسد.
با این حال، Blasphemous یک بازی بدون نقص نیست. کنترلها در برخی بخشها میتوانستند روانتر باشند و طراحی نقشه نیز با ارائه اطلاعات بیشتر، میتوانست تجربه کاوش را سادهتر و لذتبخشتر کند. سیستم تجهیز و استفاده از برخی آیتمها و تواناییها نیز در بعضی مواقع پیچیده و کمروان به نظر میرسد. این مشکلات ممکن است برای بازیکنانی که به دنبال تجربهای سریع و روان هستند، کمی آزاردهنده باشد.
