۱۴۰۳/۰۱/۲۰ ۱۴:۰۱

پرسش:
بهاییها و بابیها چه استدلالی برای اثبات حقانیت خود ارائه میکنند؟ آیا آنها رهبرانشان را دارای معجزه میدانند و حقانیت آنها را از طریق معجزه اثبات میکنند؟
پاسخ:
در بحث مذاهب و فرق، مرسوم و معمول است که برای اثبات حقانیت خود، به ادله عقلی و نقلی تمسک جسته و رهبران و پیشوایان خود را صاحب معجزه و کرامت بدانند. در این میان برخی از مذاهب و ادیان باطل نیز وجود دارند که برای شبیه شدن به ادیان و مذاهب حق، ادعاهایی شبیه به این داشته و برای رهبران خود معجزه و کرامت میسازند و به ادله نقلی یا عقلی نادرست استناد میکنند. در این راستا، صاحبان فِرقِ ضالهای همچون بابیت و بهاییت نیز برای اثبات فرقهی جعلی خویش و جذب برخی ساده اندیشان و عوام، به هر دلیل و مدرکی چنگ میزنند و در ادامه به نقد و بررسی آنها میپردازیم:
نکته اول:
شاید بتوان گفت مهمترین دلیلی که بابیان و بهاییان برای اثبات حقانیت خود بدان تمسک میکنند، ادعای «امّی بودن» علی محمد شیرازی و حسینعلی نوری است. به زعم اینکه ایشان، همچون پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)، در حالی که درس نخوانده بودند، به مقام بابیت، نبوت و … رسیدند و آثارشا، تلازمی با اثبات درستی آن مدعا ندارد.
همچنین با توجه به اینکه صبح ازل، جانشین رسمی باب بود و بابیان، چندین سال از وی تبعیت کرده و سپس بعد از ماجرای کشمکش بین این دو برادر و «استقامتی» که صبح ازل از خود نشان داد و در آخر کشته شد، میبایست گفت اگر به صحت دلیل استقامت معتقد باشیم، لازمه آن در ناحیه صبح ازل، تأیید حقانیت وی و بطلان رقیب او یعنی بهاء و بهاییت است؛ در حالی که هیچ بهایی به آن نمیتواند ملتزم شود. به دیگر سخن، هر جوابی که شخص بهایی در نقض استقامت و حقانیت صبح ازل بدهد، ما نیز آن جواب را در استقامت دلیل بهاییت ذکر میکنیم. (10)
باید این مطلب را نیز اضافه کرد که گزارشات تاریخی نیز، دالّ بر عدم استقامت این دو و پنهان کاری از ترس جان بوده است. توبه نامههای مکرّر باب و نیز بهاء، (11) تغییر و تبدل در لباس و قیافه و (12) رفتار منافقانه و تظاهر به اسلام در شهر عکا توسط بهاء (13) و نمونههای دیگر از این قبیل نشان از عدم استقامت آنان در عمل و کردارشان هست.
