از پایین که به برج میلاد نگاه میکنید، شاید فقط یک برج بلند دیده شود؛ اما پشت این سازه 435 متری، سالها محاسبه، آزمایش و حل مسئله قرار دارد. ساخت چنین برجی در شهری مانند تهران فقط بالا بردن چند هزار تن بتن و فولاد نبود. هر متر که ارتفاع بیشتر میشد، مشکلات تازهای هم ظاهر میشدند؛ از وزش باد و لرزش سازه گرفته تا انتقال بارهای سنگین و اجرای دقیق قطعات در ارتفاعی که خطای چند میلیمتری هم اهمیت داشت.
بخش زیادی از جذابیت برج میلاد به همین چالشهای مهندسی برمیگردد؛ مسائلی که بسیاری از بازدیدکنندگان هرگز متوجه آنها نمیشوند، اما بدون حل شدنشان، چنین برجی هرگز به مرحله بهرهبرداری نمیرسید.
هسته اصلی برج (شفت) بتنآرمه با مقطع هشتضلعی است که با روش قالبلغزان (slipform) اجرا شد. این روش امکان بتنریزی پیوسته و یکنواخت را فراهم کرد و آرماتوربندی به گونهای طراحی شد که شکلپذیری (ductility) بالایی داشته باشد. یعنی سازه بتواند انرژی زلزله را جذب و مستهلک کند بدون آنکه ناگهان فرو بریزد. شرکت NCK تأکید کرده که مقاومت لرزهای عمدتاً از چیدمان هوشمندانه میلگردها ناشی میشود. طراحی برای نیروهای لرزهای قابل توجه منطقه انجام شده و در منابع عامهپسند اغلب گفته میشود برج میتواند زلزلههایی تا حدود ۸ ریشتر را تحمل کند (هرچند معیار دقیق طراحی شتاب طیفی است نه صرفاً بزرگای ریشتر). فونداسیون عظیم نیز نقش کلیدی دارد: حجم بتنریزی پی و سازه انتقالی حدود ۲۱ هزار مترمکعب است که مرکز ثقل سازه را به تراز حدود ۲۸ متری پایین آورده و پایداری را افزایش داده.
