هر بازاریابی طبیعتا به دنبال درک بهتر مشتری است. میخواهد علایق، دغدغهها و رویکردهای آنها را بداند تا محصول بهتری ارائه کند. اما با اینکه امروزه انبوهی از داده درمورد مشتریان وجود دارد، فعالان بازاریابی همچنان در درک بهتر مشتریان به مشکل میخورند. مشکل کجاست؟ این حجم از اطلاعات باید درک بهتری را ممکن کند اما بازاریابها همچنان درک محدودی از واقعیت افراد دارند.
مشکل اینجاست که فعالان بازاریابی اطلاعات را با صمیمت اشتباه میگیرند. اطلاعاتی مثل ترافیک، سطح مشارکت شبکههای اجتماعی، خریدها و جستجوها، همگی نمایی از اتفاقات رخ داده هستند. این دادهها گوشهای از علایق، اهداف و خواستههای مصرفکننده را به ما نشان میدهند و به همین دلیل در یک دهه گذشته تقاضا برای تحلیل داده در بازاریابی سر به فلک کشیده است. اما چگونگی جستجو، تاریخچه خرید و ترافیک سایت هویت مردم را نشان نمیدهد بلکه نشان دهنده کارهایی است که مردم به تبع هویتشان انجام میدهند.
برای درک بهتر مردم باید عمیقتر نگاه کنیم و لازمه این کار صمیمیت است.
