کودکان کار سرزمین مان را جدی بگیریم و دوست بداریم. دوست داشتن آنها، یکبار خرید کردن از آنهاست که هرچه زودتر از کف خیابان سرد این روزها رها شوند…
گروه اجتماعی: پای چراغ قرمز که ایستادهایم، خوب است کمی هم شیشه ماشین را پایین بیاوریم و نگاهی به آنهایی بیاندازیم که بین ماشینها میچرخند. میچرخند که شاید از این هزاران ماشینی که به سمت اهداف مختلف میروند، یکی پیدا شود و بابت خرید شاخه گلی یا بسته بیسکویتی، پول سیاهی کف دستش بیاندازند.

به گزارش بولتن نیوز، او هم میتوانست داخل یکی از این ماشینها باشد. گرم و نرم. با دل سفت. با پشت گرم. به پدری یا مادری و چه بهتر که هر دو. اما به هر دلیلی، الان نیست. الان وسط کیفهای عادی زندگی خیلی از کودکان نیست. نمیتواند کیفش را ببندد و با دوستان، لی لی کنان به سمت مدرسهاش برود. او و بعضی هم سن و سالانش، این روزها کودکان کار سرزمین ما هستند.
