برای ایران، تا پای جان می‌جنگیم

ایده روز آنلاین_ در روزهایی که آسمان ایران زیر سایه سنگین تهدیدها و غرش‌های دشمنان قسم‌خورده تیره شده بود، امیرحسین زارع نه فقط به عنوان یک قهرمان، بلکه به مثابه یک سرباز در خط مقدم جبهه غیرت ایستاد. او و یارانش در حالی که کمپ تیم ملی آسیب دیده بود و سایه جنگ بر سر خانواده‌هایشان سنگینی می‌کرد، ۴۰‌ساعت سفر طاقت‌فرسا را به جان خریدند تا پرچم بر فراز بیشکک به اهتزاز درآید. این مدال، طلای معمول نبود؛ این قطعه‌ای از قلب مردمی بود که در روزهای سخت، تنها به لبخند فرزندانشان دل‌خوش کرده‌اند. زارع با آن هیبت پهلوانی، در بیشکک روی تشک نرفت، بلکه برای وطن جنگید. وقتی او پرچم مقدس ایران را در آغوش کشید، گویی تمامیت ارضی این خاک را در آغوش گرفته بود؛ همان پرچمی که میلیون‌ها چشم نگران و امیدوار، از گوشه گوشه این سرزمین به آن دوخته شده است. امیرحسین با صدایی که از عمق تعهد به خاک برمی‌خیزد، یادآوری می‌کند که وقتی دشمن خبیث، امنیت و آرامش این خانه را نشانه می‌گیرد، کشتی‌گیران نیز سربازان این میدان می‌شوند. حالا که کمپ تمرینی آسیب دیده و مسیر تا مسابقات جهانی پر از سنگلاخ است، زارع با همان صلابت همیشگی، وعده دوباره برخاستن می‌دهد. او ثابت کرد که در تقابل با دشمن، اتحاد و همدلی، تماشایی‌ترین فن ایران است. این قهرمانی، فریاد بلند نسلی بود که می‌گوید: «ما ایستاده‌ایم تا لبخند از لبان این مردم رخت نبندد.»

ایده روز آنلاین_ در روزهایی که آسمان ایران زیر سایه سنگین تهدیدها و غرش‌های دشمنان قسم‌خورده تیره شده بود، امیرحسین زارع نه فقط به عنوان یک قهرمان، بلکه به مثابه یک سرباز در خط مقدم جبهه غیرت ایستاد. او و یارانش در حالی که کمپ تیم ملی آسیب دیده بود و سایه جنگ بر سر خانواده‌هایشان سنگینی می‌کرد، ۴۰‌ساعت سفر طاقت‌فرسا را به جان خریدند تا پرچم بر فراز بیشکک به اهتزاز درآید. این مدال، طلای معمول نبود؛ این قطعه‌ای از قلب مردمی بود که در روزهای سخت، تنها به لبخند فرزندانشان دل‌خوش کرده‌اند. زارع با آن هیبت پهلوانی، در بیشکک روی تشک نرفت، بلکه برای وطن جنگید. وقتی او پرچم مقدس ایران را در آغوش کشید، گویی تمامیت ارضی این خاک را در آغوش گرفته بود؛ همان پرچمی که میلیون‌ها چشم نگران و امیدوار، از گوشه گوشه این سرزمین به آن دوخته شده است. امیرحسین با صدایی که از عمق تعهد به خاک برمی‌خیزد، یادآوری می‌کند که وقتی دشمن خبیث، امنیت و آرامش این خانه را نشانه می‌گیرد، کشتی‌گیران نیز سربازان این میدان می‌شوند. حالا که کمپ تمرینی آسیب دیده و مسیر تا مسابقات جهانی پر از سنگلاخ است، زارع با همان صلابت همیشگی، وعده دوباره برخاستن می‌دهد. او ثابت کرد که در تقابل با دشمن، اتحاد و همدلی، تماشایی‌ترین فن ایران است. این قهرمانی، فریاد بلند نسلی بود که می‌گوید: «ما ایستاده‌ایم تا لبخند از لبان این مردم رخت نبندد.»

مسابقات چطور بود؟ شنیدیم با توجه به شرایط جنگی آن روزها اردوی خیلی عجیبی داشتید. از آن روزها برامون می‌گی؟
واقعا اردویی بود با شرایط خاص. به خاطر اتفاقاتی که افتاده بود، حتی امکان اسکان مناسب هم نداشتیم و مجبور شدیم اردوها رو در شمال کشور برگزار کنیم. صمیمانه بگم، عوامل هیات کشتی مازندران واقعا سنگ‌تمام گذاشتند. در اون شرایط، تنها جایی که برای ما امن و قابل اعتماد بود، همون‌جا بود. از آقای درستکار و کادر فنی هم باید تشکر ‌کنم؛ تو اون فضاو شرایط جنگی خانواده‌هاشون رو رها کردند و کنار ما ماندند. این همراهی و همدلی خیلی ارزشمند بود. همین‌جا بود که دوباره اون حس واحد بودن برای ایران، برای ناموس و وطن شکل گرفت.

منبع  : پایگاه خبری ایده روز انلاین

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *