برافراشتن پرچم مصاف با صهیونیسم با الهام از الگوی ایران اسلامی

تا پیش از ورود چهره‌هایی، چون شهید‌دکتر فتحی شقاقی به عرصه مبارزه با اشغالگران صهیونیست، کارکرد گروه‌های مبارز مسلح در این طریق، چندان رضایت بخش نمی‌نمود. او در بازخوانی تجربه پیشینیان به این نتیجه رسید که دخالت عنصر دین و وحدت مذاهب اسلامی در این میدان، می‌تواند افق‌گشا و پیروزی آفرین باشد. هم از این روی به تئوریزه کردن این مهم و نیز عملی نمودن آن دست زد. جنبش جهاد اسلامی فلسطین محصول این اندیشه به شمار می‌رود

تا پیش از ورود چهره‌هایی، چون شهید‌دکتر فتحی شقاقی به عرصه مبارزه با اشغالگران صهیونیست، کارکرد گروه‌های مبارز مسلح در این طریق، چندان رضایت بخش نمی‌نمود. او در بازخوانی تجربه پیشینیان به این نتیجه رسید که دخالت عنصر دین و وحدت مذاهب اسلامی در این میدان، می‌تواند افق‌گشا و پیروزی آفرین باشد. هم از این روی به تئوریزه کردن این مهم و نیز عملی نمودن آن دست زد. جنبش جهاد اسلامی فلسطین محصول این اندیشه به شمار می‌رود

جوان آنلاین: روز‌هایی که بر ما گذشت، نشان از سالروز شهادت دکتر فتحی ابراهیم شقاقی، رهبر و بنیانگذار جنبش جهاد اسلامی فلسطین داشت. اینک که با سپری شدن نزدیک به سه دهه از شهادت مظلومانه او، وقوع طوفان‌الاقصی تحقق آرمان فلسطینیان را بس نزدیک‌تر ساخته است، بازخوانی حیات وکارنامه وی بهنگام، به نظر می‌رسد. مقال پی‌آمده، با این رویکرد به نگارش درآمده است. امید آنکه علاقه‌مندان را مفید و مقبول آید. 
 
 او در» رفح «دیده به جهان گشود… 
در آغاز مقال، مروری اجمالی بر زندگی و کارنامه شهید دکتر فتحی شقاقی، ضروری به نظر می‌رسد. در این باره تک نگاشته‌ای بر تارنمای اندیشکده اریحا قرار دارد که حیات آن بزرگ را به ترتیب پی آمده مورد بازخوانی قرار داده است: «شهید دکتر فتحی ابراهیم شقاقی، در سال ۱۹۵۱. م، در اردوگاه آوارگان فلسطینی در رفح، در شهر غزه به دنیا آمد. پس از تحصیلات دبیرستانی و تا اواخر دهه ۱۹۶۰، در غزه ماند و به شغل آموزگاری پرداخت. او بعد‌ها برای ادامه تحصیل به مصر رفت و در دانشگاه معروف زقازیق قاهره، در رشته پزشکی پذیرفته و به آموزش و تحصیل مشغول شد. در این دوران، با اندیشه‌های شهید حسن البنا آشنا شد و گرایشی خاص به اخوان المسلمین یافت و از اهدای کتاب خود به امام‌خمینی و شهید حسن البنا، روشن است که تا چه حد به این دو شخصیت نامور تاریخ معاصر علاقمند بوده است. دکتر شقاقی پس از پایان تحصیل، به فلسطین بازگشت و در بیمارستان المطلای بیت المقدس، به درمان کودکان بیمار پرداخت، اما، چون به موازات آن به معالجه بیماری جامعه خود نیز مشغول بود و به فعالیت‌های اسلامی – سیاسی می‌پرداخت، دوبار و در سال‌های ۱۹۸۳ و ۱۹۸۶. م، به وسیله رژیم صهیونیستی دستگیر و زندانی شد. او سر انجام پس از پایان دوران زندان در سال ۱۹۸۸م، از سرزمین خود به لبنان تبعید شد و از آن تاریخ به بعد، مرکز فعالیت وی بیروت و سپس دمشق بود و طی این مدت، به تبیین ایدئولوژی اسلامی و تحکیم پایه‌های جهاد اسلامی می‌پرداخت. دکتر فتحی شقاقی به دستور مستقیم اسحاق رابین، نخست‌وزیر معدوم وقت، در تاریخ ۵ آبان ۱۳۷۴ و به هنگام بازگشت از سفر طرابلس – که به اصرار سرهنگ قذافی، رهبر کشور لیبی به آن جا رفته بود، از سوی موساد در جزیره مالت (واقع در جنوب ایتالیا و شمال لیبی) ترور شد…». 

 در جست‌وجوی طریقی نوین، برای مبارزه با اشغالگران فلسطین
تا پیش از ورود چهره‌هایی، چون شهید دکتر فتحی شقاقی، به عرصه مبارزه با اشغالگران صهیونیست، کارکرد گروه‌های مبارز مسلح در این طریق، چندان رضایت بخش نمی‌نمود. او در بازخوانی تجربه پیشینیان، به این نتیجه رسید که دخالت عنصر دین و وحدت مذاهب اسلامی در این میدان، می‌تواند افق‌گشا و پیروزی آفرین باشد. هم از این روی به تئوریزه کردن این مهم و نیز عملی نمودن آن دست زد. جنبش جهاد اسلامی فلسطین، محصول این اندیشه به شمار می‌رود. پروفسور رادنی شکسپیر، تحلیلگر و کارشناس انگلیسی مسائل سیاسی، در این فقره معتقد است: «دکتر فتحی شقاقی، در یک خانواده آواره فلسطینی و ساکن در غزه بزرگ شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، فتحی شقاقی، با انتشار کتابی، آیت‌الله خمینی و انقلاب اسلامی ایران را ستود. در حقیقت او درک درستی از اهمیت مبانی و آموزه‌های مذهبی و دینی، در موفقیت مقاومت ملی پیدا کرد و به همین دلیل، خواهان همکاری میان مذاهب اسلامی سنی و شیعه با مسیحیان بود. او درباره ورود مذهب به مقاومت ضد اشغالگری، تئوری پردازی کرد و آن را تنها راه موفقیت دانست. مبانی مذهبی و دینی در مقاومت فلسطین، این موضوع را تضمین می‌کند که مقاومت هرگز از بین نخواهد رفت. وقتی شما سرکوب می‌شوید، به شما ظلم می‌شود و مورد شکنجه قرار می‌گیرید و نهایتاً مرگ را در یک قدمی خود می‌بینید، تنها ایمان به خدا و باور در مورد پیروزی عدالت است که می‌تواند شما را از شکست‌های روانی نجات دهد و مقاومت را در شما تقویت کند. گذشته از این نکته، از یاد نبرید، پیش از انقلاب اسلامی ایران، شرایط فلسطین تیره‌و‌تار بود. در جنگ سال ۱۹۶۷، اسرائیل نوارغزه، کرانه باختری، بلندی‌های جولان، شرق قدس و شبه جزیره سینا را اشغال کرد. نیرو‌های نظامی مصری، سوری و اردنی تحقیر شده و شکست خورند. در حدود یک میلیون نفر از نوار غزه و کرانه باختری و ۱۰۰ هزار نفر از بلندی‌های جولان، آواره شدند. در جنگ سال ۱۹۷۳، مصر در بازپس‌گیری شبه‌جزیره سینا و سوریه نیز در بازپس‌گیری بلندی‌های جولان شکست خوردند. پس از پیمان کمپ دیوید در سال ۱۹۷۸، با وجود به رسمیت شناخته شدن اسرائیل، کرانه باختری، قدس و بلندی‌های جولان، تحت اشغالگری باقی ماندند. اما وقوع انقلاب اسلامی در ایران، با وجود حمایت مخفیانه رژیم‌های خودکامه در عربستان و دیگر کشور‌ها از اسرائیل، امید‌ها را در مسئله فلسطین زنده کرد. تنها ایران بود که علیه اسرائیل و غرب ایستاد. امروز ایران و نظام اسلامی حاکم بر آن، مهم‌ترین حامی فلسطین است. حمایت مداوم این کشور از فلسطین، با اعلام روز جهانی قدس کاملاً نمادین شده است…». 

 اندیشه رهبر انقلاب اسلامی، به مثابه راه‌حلی بدیع
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، بسا جنبش‌های عربی را متوجه ظرفیتی شگرف نمود. فتحی شقاقی نیز که از مدت‌ها پیش ضرورت توجه به عنصر دین در مبارزات فلسطینی را مورد توجه قرار داده بود، از این رویداد استقبال کرد و کتاب «امام‌خمینی، راه‌حل‌اسلامی و جایگزین» را به نگارش درآورد. این اثر که بس مورد استقبال و توجه قرار گرفت، زندانی شدن وی در قاهره را به دنبال داشت. در مقالی بر تارنمای نوید شاهد، در این باره آمده است: «با پیروزی‌انقلاب‌اسلامی ایران و دقیقاً در همان دوران، کتابی از سوی دکتر فتحی‌شقاقی، با عنوان‌: امام‌خمینی، راه‌حل اسلامی و جایگزین، نشر یافت که اولین‌کتاب‌نشر یافته در سطح‌جهان، درباره پیروزی انقلاب اسلامی به زبان عربی بود. به‌گفته محمد ابوجهاد از رهبران‌جنبش‌جهاد اسلامی، این‌کتاب‌که در یک طرف‌آن عکس امام خمینی قرار داشت‌که‌در نوفل‌لوشاتو زیر درخت سیب نشسته‌بود و در طرف‌دیگر، عکس‌شاه قرار داشت‌که‌سرش‌شکافته‌شده‌بود، در همان‌شب اول چاپ، تیراژ ۱۰‌هزار جلدی اش تمام‌شد و بار دیگر به زیر چاپ‌رفت! دستگاه امنیتی مصر به جرم چاپ این‌کتاب، حکم بازداشت دکتر شقاقی را صادر کرد و او را به زندان القلعة انداخت و شکنجه نمود. همچنین وی به دلیل دیگر فعالیت‌های اسلامی‌ـ سیاسی‌خود، تحت‌پیگرد دولتمردان مصر قرار گرفت و سرانجام به جرم‌بنیان‌گذاری‌جنبش‌جهاد اسلامی، در سال‌۱۹۸۰ و پس از تحمل‌چند ماه زندان، از خاک مصر اخراج شد و در تاریخ‌۱۹۸۱ وارد سرزمین فلسطین‌گردید. وی غیر از مسئله فلسطین و حرکتی‌که در آن کشور‌آغاز کرد، به معرفی‌امام‌خمینی‌و انتقال روحیات انقلابی ملت مسلمان ایران به مردم فلسطین پرداخت. رسالت ارتباط دیگر گروه‌های مسلمان در دیگر کشور‌های با جمهوری‌اسلامی را هم برعهده‌گرفت و بسیار تلاش‌کرد، تا بقیه گروه‌های مسلمان را به جمهوری‌اسلامی نزدیک‌کند. رسالت دیگر وی، در جنگ تحمیلی عراق، علیه ایران انجام گرفت. زمانی‌که‌بوق‌های‌تبلیغاتی‌دشمنان‌ما، یعنی امریکا، صهیونیزم‌و کشورهای‌غربی، در حمایت از صدام به‌کار گرفته شده‌بود تا کشور‌ها و مردم مسلمان عرب را، از جمهوری‌اسلامی دور نگه‌دارند و ضمن ایجاد تفرقه، چنین قلمداد کنند که‌جمهوری‌اسلامی منافع امت عرب را به‌خطر انداخته‌است! وی در زدودن این طرز تفکر از جامعه عرب نسبت به جمهوری‌اسلامی، نقش‌بسیار اساسی داشت. با شخصیت‌های مختلف ملاقات و آن‌ها را توجیه می‌کرد و مواضع صحیح جمهوری‌اسلامی را، به‌آن‌ها منتقل‌می‌نمود…». 

 تعجب فتحی شقاقی، از تفاوت مواضع منتظری با امام خمینی
شهید‌دکتر فتحی شقاقی، در عداد رهبرانی بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی بار‌ها به ایران سفر کرد و با امام‌خمینی و مسئولان نظام اسلامی دیدار نمود. او در یکی از این سفرها، متوجه تفاوت مواضع امام‌خمینی با قائم مقام خویش در موضوع فلسطین و از آن متعجب شد. در مقالی بر تارنمای خبرگزاری تسنیم، در این موضوع می‌خوانیم:
«بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شخصیت‌های مبارز فلسطینی و لبنانی بسیاری از جمله یاسر عرفات، شیخ سعد التمیمی، شهید فتحی شقاقی، شهید سیدعباس موسوی و شهید سیدحسن نصرالله به ایران آمدند. متن زیر خاطره‌ای از حجت‌الاسلام و المسلمین محمدحسن رحیمیان، از اعضای اصلی دفتر حضرت امام (ره) و شاگرد ایشان در نجف، درباره دیدار شهید فتحی شقاقی، رهبرجنبش جهاد اسلامی فلسطین با امام خمینی است که در کتاب در سایه آفتاب نقل شده است: دکتر فتحی شقاقی، دبیرکل جهاد اسلامی فلسطین، در یکی از سفرهایش به ایران و قبل از ملاقات با امام‌خمینی، با آقای منتظری به عنوان قائم مقام رهبری در قم ملاقات کرد و سپس به جماران آمد و به ملاقات امام تشرف یافت. بعد از این دو ملاقات، از نگاه متفاوت و حتی متضاد مقام و قائم مقام صحبت کرد! او می‌گفت: در ملاقات با قائم مقام، توصیه بر این بود که درگیری‌ها، باید محدود به نیرو‌های نظامی، امنیتی و امثال این‌ها در رژیم صهیونیستی باشد، اما در ملاقات با امام، در حالی که ایشان بر حسب ظاهر هیچ‌گونه اطلاعی از صحبت‌های آقای منتظری نداشت و از ناحیه دکتر شقاقی هم سؤالی در این زمینه مطرح نشده بود، رهبر انقلاب در ضمن سخنانشان با قاطعیت تمام فرمودند: یهود مهاجر به فلسطین، با یهود در سایر کشور‌ها فرق دارد. یهود در فلسطین با هر خصوصیتی اعم از مسلح و غیرمسلح، دولتی و غیردولتی، همگی غاصب و دشمن محسوب می‌شوند!… طبیعی است با قید توصیه اول (سخن منقول از منتظری)، تقریباً زمینه هرنوع عملیات جهادی منتفی می‌شد، در حالی که دشمن غاصب و اشغالگر، از ارتکاب هرگونه جنایت و کشتاری نسبت به صاحبان خانه، دریغ نداشته و ندارد. اما در نگاه روشن و الهی امام – که اسرائیل را غده سرطانی می‌داند و با قاطعیت بر نابودی این غده تأکید دارد- طبیعی است، تمام سلول‌های تشکیل دهنده این غده باید نابود شوند…». 

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *