
هممیهن نوشت: «برادرم را کشتند!» این اولین جملهای است که به محض رسیدن به خلازیر، شهرک احمدیه که در منطقه ۱۹ تهران واقع شده میشنوم. ۲۵ ساعت است که آتشنشانان در محل حادثه حضور دارند که پنجمین و آخرین جسد از زیر آوار بیرون کشیده میشود. صدای شیون و فریاد بلند میشود در میان همهمه و خستگی آتشنشانان، ساختمانهای نیمهسازی که بر اثر این حادثه کج شدهاند، خودنمایی میکنند. بخشی از خیابان را با گونی آبی پوشاندهاند و آن سوی این نیلگون غوغایی بپاست. عوامل نیروی انتظامی، آتشنشانی و اورژانس لحظهای کنار یک ساختمان که حالا به تلی از آهن روی هم آوار شده میایستند. ناگهان راننده آمبولانس بهشتزهرا به سرعت به سمت آمبولانس میآید و دندهعقب میرود. از بین تمام آهنهای آوارشده آخرین جسد را داخل آمبولانس میگذارند تا سریع از محل خارج شود. برادر فرد فوتشده شروع به شیون میکند و فریاد میزند: «برادرم را کشتند!» یکی دو پاکبان و پرسنل اورژانس زیر دستانش را میگیرند و انگار نمیتواند راه برود کمی آنسوتر صدای سوگ زنان فضا را پر میکند. چهره پر از خاک عوامل امداد و نجات، مغموم است و سرشان را پایین انداختهاند. بغض گلوی آسمان را میفشارد، اما آفتاب تیزتر از قبل میتابد به صورتهایشان. آتشنشانان با لباسهای سهلایه در گرمایی طاقتفرسا سر به گریبانند و باز میگردند به سمت همان ساختمانی که جسد را پیدا کردهاند. صدای ماشینهای بزرگ یکی بعد از دیگری بلند میشود تا از آنجا بروند. آنها میدانند که دیگر کسی زیر آوار نیست. جسد محبوسشدگان پیدا شده است. صدای قرچ و قورچ ساختمانهایی که کمی آنطرفتر ساخته شدهاند به گوش میرسد. ساختمانهایی که با حرکت یک بلدوزر میلرزند و انگار زلزله ۸ ریشتری را تجربه میکنند. صدای باد با صدای شکستن استخوانهای این ساختمانها همراهی میکند. باد آرام در لابهلای ماشینهای سنگین میپیچد و خود را به ساختمانهای کجشده میرساند تا ریزههای یونولیتها را به هوا بلند کند. انگار در گرمای شانزدهمین روز از ماه مرداد، برف میبارد. آتشنشانان کار میکنند تا ساختمانهایی که یکی بعد از دیگری جلوی چشم شهرداری قد کشیده و آوار شدهاند را سامان دهند.
صبح روز یکشنبه نیمه مردادماه ۱۴۰۲ واحدهای انتظامی فرماندهی تهران بزرگ برای پشتیبانی از عوامل شهرداری تهران جهت اجرای دستور مقام قضایی مبنی بر برخورد با ساختوسازهای غیرایمن و غیرقانونی، وارد محله خلازیر واقع در منطقه ۱۹ تهران شدند. اما زمان اجرای تخریب یکی از واحدهای غیرایمن، ۵ ساختمان ناایمن و غیراصولی همجوار نیز تخریب شدند. در این حادثه ۴ نفر از نیروی انتظامی و دو پرسنل شهرداری زیر آوار ساختمانی محبوس شدند. جلال ملکی پس از ۲۵ ساعت که از آغاز عملیات میگذشت، به هممیهن گفت: «۶ ایستگاه آتشنشانی به محل اعزام شدند. در ابتدا عملیات از قسمت جنوبی آغاز شد و در دقایق اولیه دو نفر را زنده نجات دادیم که دچار آسیبدیدگی شده بودند. دو سه ساعت بعد به سه نفر دسترسی پیدا کردیم که متاسفانه هر سه نفر فوت شده بودند.» او با اشاره به اینکه آواربرداری را به قسمت شمالی منتقل کردیم، افزود: «آواربرداری را با تجهیزات لجستیکی شروع کردیم و ساعت ۲۳ یکشنبه جسد دیگری را از زیر آوار خارج کردیم که فوت او توسط عوامل اورژانس تایید شد. در حقیقت اولین روز را با دو نجاتیافته و چهار فوتی عملیات ادامه دادیم. عملیات را بدون یک ثانیه توقف برای یافتن فرد پنجم ادامه دادیم، اما او را جاهایی که آشنایانش میگفتند پیدا نکردیم. در نهایت در جبهه شرقی این حادثه آواربرداری آغاز شد و در نهایت در قسمت میانی یک فرد دیگر را زیر آوار بسیار سنگین پیدا کردیم که به تایید اورژانس این فرد نیز جان خود را از دست داده بود. عملیات جستوجو و نجات و امداد افراد با ۵ فوتی به پایان رسیده و دو ایستگاه در محل میمانند.» او با ابراز تاسف از حادثه رخداده، تاکید کرد: «من چندین حادثه اینچنینی را از نزدیک دیدهام. در حادثه تلخ سعادتآباد که ۱۹ نفر جان خود را از دست دادند، در حادثه تلخ پلاسکو و متروپل آبادان حاضر بودم و میگویم که بچههای آتشنشانی واقعاً خوش درخشیدند و این حجم از آوار را ظرف یک روز یعنی ۲۴ ساعت به پایان رساندند.»
