جنگ گاهی امنترین پناهگاههای انسان، به غیر از سقف و دیوار، یعنی «قلب» و «روح» انسانها را هدف میگیرد
جوان آنلاین: جنگ گاهی امنترین پناهگاههای انسان، به غیر از سقف و دیوار، یعنی «قلب» و «روح» انسانها را هدف میگیرد. در لحظاتی که خبر شهادت عزیزان، مرز میان زندگی و مرگ، امید و یأس را بسیار باریک میکند، کمکهای مادی و پناهگاههای فیزیکی هرچند حیاتی هستند، اما تنها نیمی از حقیقت نجاتاند. نیم دیگر و شاید مهمتر، بازسازی حس امنیت ازدسترفته و بازگرداندن معنا به زندگیهای ویرانشده است. حضور روانشناس در میدان بحران، یک ضرورت حیاتی و انسانی است. گویی بدون آن، هیچ کمک مادی به کار آسیبدیدگان یا بازماندگان داغدار نمیآید؛ چه برای کودکانی که عروسکهایشان خونی شده باشد و چه برای خانوادههایی که عزیزانشان به آغوش شهادت رفتهاند. دکتر سیده نرگس موسوی، روانشناس و مشاور خانواده، و حسنا افشاری، روانشناس کودک، هر دو از زوایایی متفاوت، اما همسو، معتقدند «سلامت روان، زیرساخت بقاست». آنها تأکید دارند بدون آرامش درونی، هیچ کمک بیرونی نمیتواند ریشه امید را در دل آسیبدیدگان زنده نگه دارد. در آستانه گرامیداشت روز روانشناس، با این دو متخصص دلسوز به گفتوگو نشستیم تا از زبان خود آنها درباره ضرورت حضور روانشناسان در میدانهای نبرد بشنویم و دریابیم چگونه میتوان با تخصص و همدلی، مرهمی بر زخمهای روح گذاشت.
دکتر سیده نرگس موسوی در این ایام جنگ، در «اورژانس غم» یعنی «معراج شهدا»، به عنوان پناهگاهی امن برای خانوادههای شهدای جنگ حاضر بوده است. او با زبانی صریح و دلنشین، از سختترین چالشهای حرفهایاش میگوید، از لحظاتی که مرز بین «همدلی» و «همذاتپنداری» بسیار باریک شده بود و از برنامهای نوین برای حمایت طولانیمدت از بازماندگان که نشان میدهد خدمت به خانواده شهدا یک وظیفه فرمالیته نیست، بلکه یک پیمان ابدی است. با خواندن این گفتوگو، درمییابیم چگونه یک متخصص دلسوز میتواند در دل تاریکترین لحظات، نور امید را به چشم بازماندگان بتاباند.
دعوت درونی و ورود به میدان بحران
ورود به معراج شهدا، برای او یک انتخاب ساده نبود؛ پاسخی به فراخوانی بود که از درون جانش برمیخواست. وی معتقد است شهدا خودشان خدمتگزارانشان را انتخاب میکنند. «ورودم به این مسیر از باور قلبیام به کمک کردن آغاز شده بود، نه یک انتخاب ساده. نوعی احساس وظیفه و کشش درونی. وقتی میدیدم کسی در بحران گیر کرده یا نیاز به همراهی دارد، دلم میخواست کنارش باشم. یک روز دوستم پیام داد که معراج شهدا نیرو میخواهد. قبول کردم. راستش حس میکنم شهدا خودشان آدمها را انتخاب میکنند و خودشان صدایت میکنند.»
