
اقتصاد۲۴- «الهه کاظمی» تنها یک اسم از دهها و شاید صدها اسمی است که طی این سالها به دلیل فشار کاری زیاد در بیمارستانهای کشور و به خصوص بیمارستانهای دولتی یا سلامتی خود را از دست داده اند و یا حتی جان باخته اند. «الهه کاظمی» حالا دیگر گواهی است بر آنچه که پرستاران این روزها فریاد زدند و در نهایت هم همه چیز به همان مشکلات مالی و معیشتی ختم شد. پرستاری که این روزها به دلیل فشار کار به کما رفته تنها نمونه کوچکی از آن چیزی است که سالهاست بر جامعه پرستاری روا داشته اند. حقوق اندک، ساعات کاری طولانی، بی توجهی به سلامت جسم و روح آنها، بی توجهی به خواستها و نیازهایشان، انداختن بار سنگین سلامت بر دوش آنها که کمترین بهره را از سود مالی آن میبرند و.
روزها از آغاز اعتراضات پرستاران میگذرد. در این بین مسوولان سعی کرده اند با ارایه وعدههایی این جماعت خسته از بی قانونی را به آرامش دعوت کنند و برخی دیگر با ایجاد ارعاب میخواهند این اعتراضات را به پایان ببرند، اما مساله اینجاست که آیا واقعا خواسته پرستاران بیش از آن چیزی است که حق و حقوقشان مشخص کرده، آیا واقعا درخواست ساعت کاری استاندارد، حجم کاری استاندارد، برخورد درست و انسانی از سوی مدیران بیمارستانها و پزشکان و البته سرپرستارها خواسته نابجایی است. اینکه پرستاران نگران وضعیت بیماران هستند و بر این باورند که اضافه کاری اجباری نه تنها توان کاری را از آنها سلب میکند که باعث میشود کیفیت خدماتی که به بیماران ارایه میدهند هم پایین بیاید.
سوال اینجاست که چند پرستار دیگر باید قربانی ساعات کاری زیاد و بی توجهی مسوولان شوند تا بالاخره این دور باطل وعده دادنها و اجرایی نکردنها نقطه پایانی داشته باشد. تا چه زمانی قرار است بار سنگین کمبود نیروی پرستار در بیمارستانها را همچنان دیگر پرستاران با اضافه کاری اجباری به دوش بکشند در حالی که مسوولان بیمارستان و دیگر اعضای کادر درمان به خصوص پزشکان بیشتری سود را هزینههای درمانی به خود اختصاص دهند.
ایمان خسروی، یکی از پرستاران معترض بیمارستانی در گیلان به تجارت نیوز میگوید: مسوولان میخواهند با تهدید و ارعاب پرستاران را به سکوت وادار کنند، اما این بار دیگر مساله از این حرفها گذشته است. مساله این است که ما طی سه سال گذشته بار کمبود پرستار در بیمارستانها را به دوش کشیده ایم. بارها و بارها در مورد تعرفه خدمات پرستاری از مسوولان انتظار رسیدگی داشتیم. بسیاری از پرستاران زیر فشار کار در بیمارستانها یا جان خود را از دست داده اند و یا راهی آی سی یو و سی سی یو شده اند، اما متاسفانه هیچ کس هیچ ارادهای برای بهبود وضعیت ما نداشته و ندارد.
او میافزاید: فکر میکنید «الهه کاظمی» اولین پرستاری است که به دلیل فشار کاری به کما رفته است. چرا باید یک پرستار که بیمار است و تحت سرم درمانی است همچنان مجبور باشد به کار در بخش ادامه دهد. پاسخ واضح است، چون نیروی پرستار در اکثر بیمارستانهای دولتی یک سوم آن چیزی است که باید حضور داشته باشند به همین خاطر پرستار حتی از بیمار هم باشد اجازه مرخصی ندارد.
