«بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی

سریال «بدنام» ‎ساخته احسان سجادی حسینی و نویسندگی حامد عنقا درامی عاشقانه و‌ پرالتهاب است که تصویری تیره از فروپاشی انسان‌ها را روایت می‏کند. بیش از آنکه قصه‌ی یک قهرمان باشد، وصف الحال آدم‌هایی‌ست که جامعه آرام‌آرام آن‌ها را به لبه پرتگاه هل داده ‎در سال‌هایی که بسیاری از سریال‌های ایرانی میان شوخی‌های سطحی یا ملودرام‌های بی سروته سرگردانند، «بدنام» تلاش می‌کند زخمی قدیمی را دوباره باز کند. زخمی به نام فقر، بی‌پناهی و میلِ آدم‌ها به نجات پیدا کردن، همانند زخمی که از گذشته می‌آید حتی اگر به بهای سقوط تمام شود. ‎به واقع این ادامه همان جریان ملودرام‌های اجتماعی‎سریال‌های خانگی ست، آثاری که می‌خواهند بحران‌های اخلاقی، فروپاشی خانواده، قضاوتِ اجتماعی و خشونت پنهان در روابط را در قالب داستانی پرتعلیق روایت کنند. سریال به نوعی سعی دارد تا روابط انسانی را به بدترین شکل ممکن نشان دهد. انسان‌هایی که در صدد آن هستند که یکدیگر را به نحو هولناکی نابود کنند همانند سقوطی آرام در جغرافیای شکست. و تنها، یک نفر نقش آدم خوبه را بازی کند. قصه‎ی «بدنام»، در ظاهر می‌خواهد از رنج زنان حرف بزند، اما همان رنج تبدیل به یک ماده خام روایی شده که فقط جایگاه زنان را در حد یک وسیله پایین آورده است. ‎در بعضی لحظه‌ها، زنانِ داستان، بیشتر قربانی‌اند تا شخصیت مستقل، انگار روایت هنوز از زاویه نگاه مردانه جلو می‌رود و زن‌ها بیشتر ابزار پیشبرد بحرانند تا انسان‌هایی با جهان مستقل. و این نکته‎ی بحث برانگیز سریال است. از زاویه دیگر، فیلمنامه ‎نگاهش به مفهوم آبرو در جامعه ایرانی‌ست و کلمه آبرو را محوریت قرار داده، اینکه آدم‌ها گاهی بیشتر از فقر، از قضاوت شدن می‌ترسند. در سریال نشان می‌دهد چگونه ترس از تحقیر می‌تواند انسان را به سمت و سوی تصمیم‌هایی ببرد که سرنوشتش را نابود می‌کند. عنقا، مثل دیگر آثارش با نگاهی انتقادی، فسادِ لایه‌های بالای قدرت را هدف قرار داده و آن را به عنوان تهدیدی برای آبرو و اصالت‌ انسانی به تصویر می‏کشد .

تاریخ انتشار:1405/03/17 – 10:46

«بدنام»؛ کابوس زیستن در حاشیه بدنامی

سینماسینما، امیرابراهیم جلالیان

سریال «بدنام» ‎ساخته احسان سجادی حسینی و نویسندگی حامد عنقا درامیری و صدای گرم علی زندوکیلی که از فاکتورهای مورد توجه است. به طور کلی «بدنام » تا به اینجای کار ‎ سریال بی‌استعداد یا کاملاً شکست‌خورده‌ای نیست و قاعدتا شاهکار هم نیست به واقع اثری است که میان ملودرام عامه پسند ‎و درام اجتماعی جدی گیرکرده و هنوز تصمیم نگرفته دقیقاً می‌خواهد کدام سبک باشد. اساسا ‎داستانی‌ست که می‌خواهد از دلِ تاریکیِ زندگی طبقه فرودست و متوسط، حقیقتی تلخ بیرون بکشد و در جهانِ آدم‌های زخمی پرسه بزند و سعی دارد تصویری ‎ از انسانی ارائه دهد که زیر فشار جامعه و گذشته‌اش «بدنام» شده است.

 

 

 

منبع  : پایگاه خبری تحلیلی سینما سینما

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *