
به گزارش مجله خبری نگار، سریال «بدنام» به نویسندگی حامد عنقا و کارگردانی احسان سجادی حسینی، در نگاه اول تلاش میکند خود را بهعنوان یک ملودرام عاشقانه در بستر روابط قدرت معرفی کند؛ روایتی که با مربع عشقی! رقابتهای پنهان و مناسبات اقتصادی و اجتماعی پیچیده پیش میرود. داستان با مجموعهای از گرههای احساسی و اخلاقی آغاز میشود: مردی خودزنی کرده و بعد خودش را میکُشد، زوجی در دادگاه بهخاطر گذشته زن طلاق میگیرند و در انتهای اپیزود اول بازهم سکانسی از یک خودکشی. آنچه از همین سه قسمت ابتدایی بیش از هر چیز جلب توجه میکند، صرفاً درامی عاشقانه، طراحی صحنه کلیشهای مبتنی بر شاسی بلند و خانههای گران نیست، بلکه حضور پررنگ و تکرارشونده موقعیتهای آسیبزاست. از خودزنی و تلاش برای خودکشی گرفته تا روابطی آکنده از بحرانهای روانی، «بدنام» در همان آغاز مسیرش مجموعهای از تصاویر و روایتهای سنگین را پیش چشم مخاطب میگذارد. همین تراکم موقعیتهای بحرانی، پرسشی جدی ایجاد میکند: آیا این حجم از نمایش بحرانهای روانی برای پیشبرد درام ضروری است یا با نوعی استفاده نمایشی از آسیبهای انسانی مواجه هستیم که میتواند برای برخی مخاطبان پیامدهای جدی داشته باشد؟
