بخشکی‌ شانس! این هم شد اپوزیسیون؟!

گروه‌های اپوزیسیون کشور ما، هر چند روز یک‌بار با هم ائتلاف می‌کنند و به بن‌بست که می‌رسند یکدیگر را به باد فحش و ناسزا (بخوانید بسزا) می‌گیرند. مثل اسب‌های درشکه که وقتی به سربالایی می‌رسند و توان حرکت ندارند، همدیگر را گاز می‌گیرند.

تاریخ انتشار: ۲۸ شهريور ۱۴۰۲ – ۰۹:۰۵

گروه‌های اپوزیسیون کشور ما، هر چند روز یک‌بار با هم ائتلاف می‌کنند و به بن‌بست که می‌رسند یکدیگر را به باد فحش و ناسزا (بخوانید بسزا) می‌گیرند. مثل اسب‌های درشکه که وقتی به سربالایی می‌رسند و توان حرکت ندارند، همدیگر را گاز می‌گیرند.

۲- شهید محمد شهسواری، درحالی که به دست نظامیان رژیم بعثی اسیر شده و با دست‌های بسته و در محاصره نیروهای مسلح دشمن ایستاده بود، روی به دوربین خبرنگاران خارجی حاضر در صحنه کرد و با صدای بلند فریاد زد «‌مرگ بر صدام، ضد اسلام‌». مهندس محمد جواد تندگویان وزیر نفت کشورمان که در مناطق جنگی به اسارت نظامیان بعثی در آمده بود، در اسارتگاه تحت شکنجه‌های وحشیانه و طاقت‌فرسایی قرار گرفت. بعثی‌ها از او می‌خواستند که در یک مصاحبه تلویزیونی حاضر شود و فقط اعلام کند که از حضور در جبهه پشیمان است. مهندس تند‌گویان تمامی شکنجه‌های سخت را تحمل کرد و تحت شکنجه به شهادت رسید اما هرگز حاضر نشد از حضور خود در جبهه ابراز پشیمانی کند. همین یک سال گذشته، اغتشاشگران وحشی و تحت مدیریت موساد، شهید آرمان علی‌وردی را با ضربات سهمگین دشنه و تیغ موکت‌بری به سختی شکنجه کردند. از او می‌خواستند که فقط یک کلمه علیه رهبر نظام مقدس جمهوری اسلامی بر زبان آورد. شهید علی‌وردی، تن به شهادتی مظلومانه داد و به خواسته شکنجه‌گران تن نداد. وقتی برای تحویل و تبادل پیکر شهید محسن حججی رفته بودند و به مثله کردن پیکر پاکش اعتراض کردند. عامل شخصیت‌های برجسته، کارشناس، دانشمند، هنرمند، مقاوم، صاحب فکر و ‌اندیشه و… تشکیل شده است. حالا به اپوزیسیون کشور خودمان نگاه کنید. چه می‌بینید؟! یک مشت آدم‌نمای بی‌سواد، بی‌شخصیت، اجق وجق‌های علاف، نان به نرخ روز‌خور، کاسه‌لیس بیگانه، وطن‌فروش، نوکر صفت و… غیر از این است؟! اپوزیسیون در کشورهای دیگر از عضویت برخی هنرمندان صاحب‌نام برخوردارند و اپوزیسیون کشور ما، تعدادی هنرپیشه‌نما را جذب کرده است که اگر هر چه داشته باشند، هنر ندارند! گروه‌های اپوزیسیون کشور ما، هر چند روز یک‌بار با هم ائتلاف می‌کنند و به بن‌بست که می‌رسند یکدیگر را به باد فحش و ناسزا (بخوانید بسزا) می‌گیرند. مثل اسب‌های درشکه که وقتی به سربالایی می‌رسند و توان حرکت ندارند، همدیگر را گاز می‌گیرند. این به آن می‌گوید شعورت از گاو کمتر است! آن بر سر این که در حال سخنرانی است داد می‌زند که بع بع نکن! آن به این پرخاش می‌کند که چرا نوار صوتی جلسه محرمانه را به ماموران اطلاعاتی نظام داده‌ای؟! و…
این قصه سر دراز دارد… بخشکی‌ شانس! این هم شد اپوزیسیون؟!

منبع  : جوان آنلاین

برای مشاهده متن کامل خبر کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *