مردی که شش سال بر قصاص قاتل فرزندش اصرار داشت، با تصمیمی غافلگیرکننده به شعبه اجرای احکام رفت و اعلام کرد که قاتل را به احترام اربعین حسینی بخشیده است
جوان آنلاین: مردی که شش سال بر قصاص قاتل فرزندش اصرار داشت، با تصمیمی غافلگیرکننده به شعبه اجرای احکام رفت و اعلام کرد که قاتل را به احترام اربعین حسینی بخشیده است. او که تا چند روز قبل بر اجرای حکم قصاص اصرار داشت، گفت: «چند شب قبل در مسجد با پیرمردی آشنا شدم که داستان پشیمانی خود را از قصاص برایم تعریف کرد. حرفهایش مرا به فکر فرو برد و تصمیم گرفتم با خدا معامله کنم.» پدر مقتول شرط کرد که دیه صرف کارهای خیر برای آمرزش روح فرزندش شود. قاتل پس از شش سال از چوبه دار نجات یافت و به زندگی دوباره بازگشت.
صبح روز دوشنبه، دوازدهم مردادماه، مرد میانسالی به شعبه اجرای احکام دادسرایی در یکی از شهرهای اطراف پایتخت رفت و با چشمانی اشکآلود اعلام کرد که تصمیم دارد قاتل فرزندش را با گذاشتن شرایطی و به احترام اربعین حسینی ببخشد.
وی به قاضی شعبه گفت: «شش سال است که اصرار دارم قاتل پسرم را قصاص کنم. بارها در همین شعبه جلسات صلح و سازش برگزار شد، اما دلم راضی نشد قاتل را ببخشم. خانواده قاتل و بزرگان آنها خیلی تلاش کردند که من رضایت بدهم، اما فایدهای نداشت. هر چقدر فکر میکردم، داغ فرزند برایم خیلی سخت بود و تنها با اجرای حکم قصاص دلم راضی میشد، اما امروز آمدهام تا بدون برگزاری جلسهای، قاتل را ببخشم.»
روایت پدر از روزهای تلخ
مرد میانسال در حالی که اشک پهنای صورتش را پوشانده بود، درباره حادثه مرگباری که شش سال قبل برای پسر جوانش رخ داده بود، گفت: «سالها با همسرم و تنها پسرم زندگی خوبی داشتیم. چندین سال قبل با هم اختلاف پیدا کردیم و او تصمیم گرفت جدا شود. همسرم از من جدا شد و قرارمان این بود که پسرم با او زندگی کند، اما تصور نمیکردم که این جدایی پسرم را هم از من برای همیشه بگیرد. مدتی بعد، همسر سابقم با مردی به نام فرزین آشنا شد و ازدواج کرد. طبق قرارمان، پس از ازدواج همسر سابقم، پسرمان هم با آنها شروع به زندگی کرد. در این مدت همیشه به پسرم سر میزدم و گاهی هم او را پیش خودم میآوردم تا اینکه زمستان سال ۹۹ برای انجام کاری به یکی از کشورهای اروپایی رفتم و در آنجا بود که خبر تلخ فوت پسرم را به من دادند.»
ماجرای قتل پسر
پدر مقتول ادامه داد: «دی ماه سال ۹۹ در خارج بودم که به من خبر دادند پسرم فوت کردهاست. بلافاصله کارم را نیمهتمام گذاشتم و به ایران آمدم. تازه فهمیدم که پسرم را ناپدریاش به قتل رسانده و پلیس هم قاتل را بازداشت کرده است. آنطور که به من گفتند، پسرم از همان ابتدا با پدرخواندهاش اختلاف و مشاجره داشته است. روز حادثه، پسرم با گوشی تلفن همراهش سرگرم بوده که فرزین به او اعتراض میکند و میگوید چرا همیشه سرت داخل گوشی است و چرا در کارهای خانه به مادرت کمک نمیکنی. همین موضوع باعث مشاجره و دعوای آنها میشود. وقتی درگیری بالا میگیرد، پدرخوانده چاقویی از آشپزخانه برمیدارد و به سمت پسرم پرتاب میکند که به بدن او اصابت میکند و پسرم به قتل میرسد.»
تصمیم پس از ملاقات در مسجد
مرد میانسال درباره تصمیم خداپسندانهای که گرفته بود، گفت: «پس از این، بارها جلسات صلح و سازش برگزار شد. همسرم همراه بزرگان خانواده چندین بار به خانهام آمدند و تلاش کردند او را ببخشم، حتی مبلغ زیادی هم پیشنهاد دادند، اما من فقط قصاص میخواستم تا آرام شوم. قرار بود بعد از ماه محرم و صفر حکم قاتل را اجرا کنم و به آنها خبر داده بودم. اما چند شب قبل ماجرایی پیش آمد که سرنوشت قاتل را تغییر داد. آن شب در حال عبور از خیابانی بودم که برای نماز به مسجدی رفتم. مراسم عزاداری امام حسین (ع) بود. خیلی دلم گرفته بود و چشمانم خیس بود که مردی کنارم نشست و سفره دلم را برای او باز کردم. به او گفتم که پسرم را چند سال قبل از دست دادهام و میخواهم چند روز دیگر قاتلش را قصاص کنم. آن مرد برای من داستانی از زندگیاش تعریف کرد که تصمیم مرا عوض کرد.»
