بحران زایی و بحرانسازی درقفقاز؛ الهام علی اف در منطقه چه می‌کند؟

با دولت سازی‌هایی که از ابتدا ارامنه در قفقاز به راه انداختند ضربه اصلی و مهلکی بر پیکر تمدن و فرهنگ اسلامی در قفقاز وارد شد. جمهوری دموکراتیک آذربایجان نیز تنها بخش کوچکی از میراث و تراث اسلامی را توانسته است تصاحب کند
با دولت سازی‌هایی که از ابتدا ارامنه در قفقاز به راه انداختند ضربه اصلی و مهلکی بر پیکر تمدن و فرهنگ اسلامی در قفقاز وارد شد. جمهوری دموکراتیک آذربایجان نیز تنها بخش کوچکی از میراث و تراث اسلامی را توانسته است تصاحب کند

بحران زایی و بحرانسازی درقفقا

اقتصاد۲۴- یکی از اهداف پیدا و پنهان جنگ ایران و روسیه تزاری مسیحی سازی کل قفقاز و خلع ید مسلمانان از حاکمیت قفقاز بود که نهایتا با تشکیل دولت مسیحی در قلب سرزمین‌های اسلامی با حمایت روسیه تزاری و فرانسه این هدف به واقعیت انجامید و از آن تاریخ قفقاز محل بروز بحران‌های فرسایشی و اختلافات قومی و دینی شده است. متاسفانه کلیسا مبدا و کانون اصلی این بحران­ها در قفقاز بوده است. کلیسا با استعمار، استحمار و استغفال مردم ارمنی آتشی را در منطقه افروخت که علاوه بر این که جدایی قفقاز از ایران اسلامی را رقم زد، همچنین منشا جنایت‌ها و کشتار‌های خونین و درگیری‌ها و تنش‌های قومی شد. حمایت پوششی غرب لیبرال و غرب کمونیست (روسیه تزاری و شوروی) از این بحران‌ها اوضاع را بیشتر آشفته کرد. غرب هنوز هم سعی دارد این بحران‌ها را همچنان مشتعل نگه دارد. آن‌ها در پوشش و قالب میانجی و صلح طلبی همچون گروه مینسک علیرغم شعار و تبلیغات رسانه‌ای نه تنها به حل این بحران‌ها کمکی نکرده بل همواره با فرسایشی کردن حوادث و فرصت سوزی‌ها بحران را در قالب‌های متفاوت نگه دارند.

این حکایت جدایی و این بحران‌ها تاریخ تلخی داردکه حتی به دوران قبل از وقوع جنگ اول روسیه و ایران می‌رسد. به دوره‌ای که کشیشان کلیسا‌های گریگوری با ارسال نامه‌ها و خواهش نامه‌ها امپراتوری تزار روسیه را برای اشغال قفقاز تحریک کردند. آنان با گزارش‌هایی دقیق از اوضاع سیاسی، اقتصادی و نظامی قفقاز صفوی و قجری تزار را برای لشکرکشی به قفقاز ترغیب و متعهد شدند که در صورت حمله تزار به قفقاز اردوی روس‌ها را در این حمله یاری خواهند کرد. (البته ابتدائا باید خاطرنشان کرد تمامی رهبران و کشیشان و سردارانی که در این بحرانسازی نقش داشتند ارامنه یا در اصل مسیحیت غیر بومی بودند که در طول سا‌های طولانی از زمان جنگ ایران و روم به ایران به ویژه از جنوب دریای سیاه به ایران به ویژه به قفقاز نفوذ کرده بوند و همیشه در بین ارامنه بومی و مسلمانان ایجاد تنش و بحران و اختلاف کرده و حتی کشت کشتار راه انداخته اند. در صورتی که ارامنه بومی سال‌های سال از نعمت حاکمیت اسلام در منطقه متنعم و عموما امور بازرگانی بین المللی و صنعتگری را به همراه گرجیان ایران در دست داشتند و زندگی مسالمت آمیزی با مسلمانان داشتند. با توجه به این مقوله باید موضوع نفوذ بیگانگان موضوع جدی تلقی گردد هوشیار بود. این بیگانه می‌تواند در قالب یهود و می‌تواند در قالب مسیحیت نفوذ کند. همچون نفوذ یهودیت خزر و یهود صهیونیست و یا نفوذ مسیحیت _ارتدوکس روسی و کاتولیک رومی و یا ارمنی داشناق).

مورخ روسی س. م. سالایئو در اثر خود تحت عنوان ” حکایات و گزیده‌هایی از تاریخ روسیه ” می‌گوید: «در سال ۱۷۰۱ میلادی یک ارمنی به نام “ایزاییل اوری” به پیش” قولونیک” رفته و از وی برای رهایی ارامنه ایران (قفقاز) درخواست کمک کرد. او برنامه‌ای به تزار روس نوشت و در آن از نحوه شکست فارس­ها (ایرانیان)، کمک رسانی همه جانبه ارامنه به تزار درجریان اشغال شمال ایران و همچنین ارائه دلایلی متقن برای اطمینان بخشی تزار در خصوص سهولت تصاحب قفقاز در صورت هجوم به قفقاز سخن به میان آورد.»

او یک نقشه کامل از نحوه­ی اشغال قفقاز را تهیه و به تزار ارسال کرد. هرچند اوری زمانی که به عنوان نماینده روسیه به ایران عازم شد، به طور ناگهانی مرد و آرزوی خود را به خاک برد. اما در سال ۱۷۱۸ میلادی یک ارمنی دیگر به نام “میناس وارتاپئت” راه “اوری” را ادامه داد. وی نیز به تزار روس برنامه‌ای نوشت و مواردی که اوری متذکر شده بود در نامه خود مجددا بیان کرد.

با توجه به مضمون نامه‌ها و درخواست‌ها مشخص می‌شود که یک ارگان رسمی، این جریان را هدایت می‌کرده است. با توجه به شواهد تاریخی این ارگان و یا تشکیلات عبارت بوده است از کشیشان و رهبران کلیسا‌ها که با همفکری و هم اندیشی که در درون کلیسا به نتایجی رسیده و برای اجرای برنامه‌ها و رسیدن به هدف خود از طریق نامه نگاری با تزار ارتباط برقرار می‌کرده اند و تزار نیز از دسایس پشت پرده نویسندگان نامه و دعوت کنندگان و میزبانان اطلاع دقیقی داشته است. زیرا منطقی به نظر نمی‌رسد که پادشاه یک امپراتوری به نامه یک ارمنی شهروند قفقاز ترتیب اثر دهد؛ بنابراین نامه‌هایی که به طور متناوب ارسال شده است، اولا در پشت پرده توسط یک گروه رهبری و هدایتگر نوشته شده و با رعایت مسائل امنیتی و اطلاعاتی آن را به اسم یکی از آنان و یا به اسم شخص ثالثی ارسال داشته اند و ثانیا تزار نیز این گروه رهبر و هدایتگر را می‌شناخته و به رموز فیمابین واقف بوده است.

 تزار این درخواست و دعوت‌ها را ابزار توجیه قرار داد و با استناد به آن‌ها چنین وانمود کرد که ملت مسیحی از آن برای رهایی از ظلم قیزیلباشان شیعه دعوت کرده است.

افسران متعددی در صفوف لشکریان روس، در جنگ‌های قفقاز شمالی و داغستان که در نیمه‌های قرن نوزدهم سالیان متمادی به طول انجامید و منجر به استقرار سلطه روس­ها بر این مناطق شد، شرکت جسته اند که قریب به اتفاقشان ارمنی و تعدادی گرجی و تعداد انگشت شماری هم از ملیت‌های دیگر قفقاز بوده اند.. در همین جنگ­ها بود که آنان بعد‌ها مشهورترین سرداران ارتش روس شدند: (مانند لوریس ملیکیان، لازاریان، ترگوکاسیان و شلکوونیکیان) از بین آنان حتی ژنرال لوریس ملیکیان به سرفرمانده ارتش قفقاز ارتقا پیدا کرد.

به نوشته میرزا صادق وقایع نگار در تاریخ جنگ‌های ایران و روس در میان این سرداران کشیشان ارمنی نقش بی بدیلی هم در کمک رسانی به روس‌ها و هم در اغفال خانات قفقازداشته اند که عمدتا این خوانین مسلمان و از جانب مرکز تعیین و ابقا می‌شد. از مشهورترین خاناتی که مورد اغفال قرار گرفت ابراهیم خلیل خان قره باغی خان قره باغ-شوشا بود که توسط یک دختر ارمنی به نام لکورا (فرستاده­ی کشیش مسیحی در گرجستان) مورد اغفال قرار گرفت. او نخستین خان خائن به وطن بود که در اثر دلربایی دختر جوان ارمنی لکورا طی توافقنامه‌ای خانات قره باغ را تحت حاکمیت روسیه تزاری در آورد و از حاکمیت ایران امتناع نمود.

اما کشیش‌هایی که با تغییر بنیادی در رویکرد کلیسا اخلاقیات عیسوی را به کنار نهاده برای اهداف خاصی به سیاست ورزی روی آورده و ناوس کلیسای گریگوری را به طبل جنگ تبدیل کرده بودند به دوشکل به تعهد خود عمل کردند. آنان از سویی نیروی جنگنده و آشنا به مختصات منطقه برای اردوی روس تامین می‌کردند و از سویی دیگر نقش ستون پنجمی و جاسوسی برای تزار ایفا می‌کردند. به عبارتی واضح خیانت به وطن و هموطنان خود و خدمت به دولت بیگانه، ولی هم کیش.
به نظر وقایع نگار یکی از علل مهم شکست عباس میرزا در جنگ ایران و روس نیز همین موضوع خیانت برخی از ارامنه قفقاز در جنگ بود که در تاریخ نگاری از آن غفلت شده است. به اذعان اغلب تحلیلگران سیاسی – تاریخی و کارشناسان منطقه ای، روس­ها بدون یاری ارامنه نمی‌توانستند، قلاع و دژ‌های مستحکم ایرانیان را در قفقاز به اصطلاح فتح نمایند. راهنمایی‌ها و گیرا دادن از داخل شهر‌ها و آبادی­ها و ارائه طریق و گذاشتن نقشه‌های جنگی و استراتژیک در اختیار روس­ها توسط ارامنه محلی مهمترین عامل شکست ایران وسقوط دژ‌های مستحکم ایران شد. نتیجه این جنگ نابرابر با توجه به گستردگی و عمق این خیانت روشن بود، جدایی قفقاز.

جالب است باسدئرماچییان با در نظر داشت همین موضوع و با خوشحالی خاص از الحاق قفقاز به روسیه در اثر خود به ارائه دلایل توجیهی اشغال قفقاز توسط روس‌ها مبادرت می‌ورزد و با لطائف الحیل سعی می‌کند، اشغال قفقاز توسط روس­ها و الحاق آن به روسیه را امری مثبت و در راستای اهداف بشر دوستانه قلمداد نماید.

منبع  : اقتصاد 24

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *