
یادداشتی بر «کتاب ذهن اینچنین کار نمیکند»؛
بحران در قلب علوم شناختی
«کتاب ذهن اینچنین کار نمیکند» نه اعلام فروپاشی علوم شناختی، بلکه اعتراف به بنبستی نظری است: اگر ذهن واقعاً مانند رایانه کار میکند، پس چرا هنوز نمیتوانیم مهمترین فرایندهای ذهنی از فهم و استدلال تا ادراک و باورـ را توضیح دهیم؟
سرویس دینواندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) الهام عبادتی: «کتاب ذهن اینچنین کار نمیکند» اثر جری فودور به ترجمه صالح طباطبایی که به تازگی از سوی نشر نی منتشر شده را باید یکی از مهمترین و در عین حال پارادوکسیکالترین آثار تاریخ علوم شناختی معاصر دانست؛ کتابی که در آن یکی از اصلیترین معماران نظریه رایانشی ذهن، خود به منتقد بنیادهای همان پروژه تبدیل میشود. این اثر نه اعلام فروپاشی علوم شناختی، بلکه اعتراف به بنبستی نظری است: اگر ذهن واقعاً مانند رایانه کار میکند، پس چرا هنوز نمیتوانیم مهمترین فرایندهای ذهنی از فهم و استدلال تا ادراک و باورـ را توضیح دهیم؟
فودور در این کتاب، با لحنی گاه طعنهآمیز و گاه صریحاً بدبینانه، به نقد چیزی میپردازد که آن را «نوترکیبی» مینامد؛ جریانی در علوم شناختی که میکوشد نظریه فطریگرایی چامسکی را با مدل رایانشی تورینگ و روانشناسی تکاملی پیوند بزند. اما اهمیت کتاب در این است که نقد از بیرون پروژه صورت نمیگیرد؛ بلکه از درون آن. فودور دشمن علوم شناختی نیست، بلکه یکی از مهمترین بنیانگذاران آن است. همین مسئله کتاب را به سندی تاریخی از بحران درونی علوم شناختی بدل میکند.
