
«مرد نامریی» و دعوت به مسئولیتپذیری؛
بحران اخلاق و جنون قدرت
«مرد نامریی» پرسشی هولناک پیش روی ما میگذارد که پس از یک قرن هنوز بیجواب مانده است: در دنیایی که فناوریهای نوین هر روز ابزارهای بیشتری برای پنهانشدن و گریز از مسئولیت در اختیار ما میگذارند، وجدان و اخلاق انسانی تا کجا دوام خواهند آورد؟
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)- سمیه مهرگان، نویسنده و روزنامهنگار: در اواخر قرن نوزدهم، هنگامی که جهان با شتابی بیسابقه به سوی مرزهای نوین علم و فناوری گام میبرداشت، هربرت جورج ولز با انتشار زنجیرهای از شاهکارهای بیبدیل خود، شالوده ژانر علمیتخیلی مدرن را بنا نهاد. او که به عنوان پدر یا «پدربزرگ ادبیات علمیتخیلی» شناخته میشود، در بازهای سه ساله میان ۱۸۹۵ تا ۱۸۹۸، با خلق سهگانه جریانساز خود یعنی «ماشین زمان»، «مرد نامریی» و «جنگ دنیاها» (که خود آنها را رمانهای عاشقانه علمی مینامید)، توانست مفاهیمی کاملاً بکر را از هیچ خلق کند.
در این میان، رمان «مرد نامریی» که نخستینبار در سال ۱۸۹۷ به صورت پاورقی منتشر شد فراتر از یک داستان مهیج درباره فیزیک و نور، به کاوشی عمیق و تکاندهنده در روانشناسی انسان، مرزهای اخلاق و پیامدهای ویرانگرِ قدرتِ بیمهار تبدیل شد.
