
اقتصاد۲۴- پس از عقب نشینی نیروهای آمریکایی از افغانستان و سقوط سریع حکومت دست نشانده آمریکا و متعاقبا، قدرت گیری مجدد طالبان، بسیاری از ناظران و تحلیلگران مسائل امنیتی و سیاست خارجی، نسبت به خطر و تهدیداتی که طالبان میتواند علیه کشور مامطرح کند، هشدار میدادند. در این راستا، پس از دوره کوتاه مدتِ استقرار حکومت طالبان در افغانستان و نیاز آنها به وجود آرامش، به تدریج تنش زاییهای طالبان علیه ایران نیزر رنگ و بوی عینی به خود گرفت.
به گزارش فرارو، در چندین نوبت درگیری در نقاط مرزی ایران با افغانستان از سوی نیروهای طالبان ایجاد شد. درگیریهایی که در موارد مختلف با شهادت نیروهای مرزبان کشور ما نیز همراه شدند. در ماههای گذشته نیز پس از موضعگیری تند ابراهیم رئیسی مبنی بر اینکه آنها باید حقابه ایران را بر اساس قراردادهای منعقد شده میان دو کشور بدهند، برخی فرماندهان نظامی و حتی مقامهای ارشد طالبان رویکردهای تقابلی را در پیش گفتند و حتی اقدام به اعزام ادوات نظامی خود به مرزهای مشترک با ایران کردند.
به تازگی نیز موضع گیریهای مختلفی مبنی بر اشتباه در تعیین خط مرزی میان ایران و افغانستان و تسلط طالبان بر بخشهایی از خاک ایران مطرح شده است. مسالهای که با واکنش سخنگوی وزارت خارجه کشور ما رو به رو شده است. “ناصر کنعانی” تاکید کرده که ایران حاکمیت کامل خود را بر مرزهای قانونی و شناخته شده بین المللی اش، به صورت کامل اِعمال میکند. با این همه، یک سوال مهم و محوری در معادله تنشزاییهای گاه و بیگاه طالبان علیه ایران مطرح است: علت و محرکهای اصلی این موضوع چیست؟
به بیان ساده تر، طالبان از ایجاد درگیری و تنش با ایران چه سودی میبرد؟ به نظر میرسد جهت پاسخ به این پرسش، به طور خاص میتوان به ۵ مولفه عمده و محوری اشاره کرد.
یکی از اصلیترین دلایل و محرکهای طالبان در تنشزاییهای متعدد علیه ایران، منحرف کردن اذهان افکار عمومی افغانستان از ناکارآمدیهای این گروه در مدیریت درست کشور افغانستان است. بر کسی پوشیده نیست که طالبان در عرصه حکمرانی به هیچ عنوان پیشرفته نیست و صرفا با زور سرنیزه است که قدرت را به دست دارد. این در حالی است که مخصوصا نسلهای جدید افغانستان به شدت با منطقِ گروه طالبان در عرصه حکمرانی و مخالفتهای آن با نمودهای عینی پیشرفت و ترقی، زاویه دارند. برای مثال جامعه زنان افغانستان به شدت با اقدامات طالبان علیه زنان و محروم کردن آنها از تحصیل مخالفت میکنند.
در عین حال، طالبان اساسا در تامین نیازهای عادی مردم افغانستان نظیر کالاهای اساسی و نیازهای روزمره آنها نیز با چالشهای عدیدهای رو به رو هستند. در این زمینه مثلا تاکنون گزارشهای مختلفی در مورد افزایش آمار گرسنگی عمومی در افغانستان منتشر شده است. در این فضا، طالبان همچون دیگر همتایان ناکارآمد خود در طول تاریخ، به یک سناریوی تکراری دست میزند و آن صدور بحرانهای داخلی به خارج است.
از این منظر، آنها از طریق تنش زایی مرزی علیه ایران سعی دارند تا جای ممکن، حواس افکار عمومی را از بیکفایتی خود در حوزه حکمرانی افغانستان منحرف کنند. محدودیتهای جدی طالبان در تنشزایی علیه پاکستان، چین و ترکمنستان، همه و همه ایران را به مطلوبترین گزینه برای طالبان در تنشزایی خارجی تبدیل کرده اند.
