شاهین خلاف شرط کرد من و پسر خاله ام برایش از خانه های بالای شهر دزدی کنیم. آن هم نه دلار و طلا، شاهین می گفت هر چی گیرتان آمد و ارزش نقد کردن داشت را سرقت کنید. فرش، تابلو و هرچه که می شد فروخت.

به گزارش سیتنا، چند روز قبل مأموران کلانتری حین گشت به مرد جوانی مشکوک شدند که هراسان از خانهای بیرون آمد و به طرف خودرویی که کنار خیابان پارک بود رفت.
