
راضیه حسینی
یک ربع توی صف، منتظر ماند تا نوبتش شود، وقتی رسید، پرسید: «خانم ببخشید، واکسنتون چیه؟» بعد از شنیدن کلمه برکت، طوری فرار کرد که میگمیگ به گردپایش نمیرسید. دیگری از صبح نشسته بود پای تلفن و به تمام مراکز واکسیناسیون کرونا زنگ میزد تا جایی را که واکسن برکت میزنند، پیدا کند. میگفت یا برکت یا مرگ. امکان ندارد به بدنم مواد اجنبی وارد کنم.
