این کتاب تنها یک روایت داستانی مستند از جنگی داخلی نیست؛ این کابوسها، پناهگاهی هستند برای نشان دادن آدمهای کوچه و بازار آن هم بودن هیچ سانسوری؛ آدمهایی معمولی که برای پانزده سال غیرمعمولی شدند و طوری به جان هم افتادند...
این کتاب تنها یک روایت داستانی مستند از جنگی داخلی نیست؛ این کابوسها، پناهگاهی هستند برای نشان دادن آدمهای کوچه و بازار آن هم بودن هیچ سانسوری؛ آدمهایی معمولی که برای پانزده سال غیرمعمولی شدند و طوری به جان هم افتادند…
سرویس میهن و مقاومت خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)- حنان سالمی: وقتی که یک زن آن هم در روزهایی که جنگ به جان شهرش افتاده، موهایش را سفت پشت سرش میبندد و قلم برمیدارد، دیگر سرب کدام گلوله یا آتش کدام تانک و حتی زور کدام بمبی است که جراتش را دارد جلودارِ به تصویر نوشتنِ هر آنچه که میبیند باشد؟
در اولین صفحه کتاب «کابوسهای بیروت»، درست بعد از مشخصات فنی، «غاده السمان»، نویسنده، شاعر و روزنامهنگار سوریِ ساکن بیروت، در تاریخ دومین روز از نهمین ماه سال 1976، کتابش را با این جملات عجیب تقدیم میکند به: «کارگران چاپخانه! که در همین لحظه در هیاهوی بمب و موشک، آن را واژهواژه میچینند و میدانند که نامشان در کتاب نخواهد آمد!»