۱۲:۰۴ – ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
یک شکلات با طرح سیگار، چند کودک و چند ثانیه خنده؛ همهچیز در نگاه اول شبیه یک شوخی بیضرر است اما پرسشی جدی درباره مرز بازی، تربیت و مسئولیت بزرگترها در قبال کودکان پنهان شده است.
باشگاه خبرنگاران جوان– احتمالا شما هم این ویدئو از عباس کیارستمی را دیدهاید ویدئویی از سیگار کشیدنش که رو به فیلمبردار میکند و میگوید «من یه زمانی نمیذاشتم اصلا کسی با سیگار ازم عکس بگیره، آدم ذره ذره به بیآبرویی عادت میکنه» حالا بین همه فیلم و عکسهایی که از زیر انگشتمان روی صفحه رد میشود نگاهم به یک ویدئو میافتد که چند ثانیه بیشتر نیست. چند کودک دور هم ایستادهاند، شکلاتهایی با ظاهر سیگار میان انگشتانشان گرفتهاند و با همان ژستی که احتمالاً بارها از بزرگترها دیدهاند، ادای سیگار کشیدن را درمیآورند. پشت دوربین هم خنده است؛ از آن خندههایی که معمولاً مادرهای بلاگر با جمله «وای ببین چه خوب بلده!» سنجاقش میکنند. ویدئو هم مثل صدها ویدئوی دیگر، در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود؛ عدهای میخندند، عدهای انتقاد میکنند و چند روز بعد هم احتمالاً همهچیز فراموش میشود.
اما شاید ارزش این ویدئو نه در خودش، بلکه در علامت سوالی است که بالای سر ما درست میکند؛ اینکه مرز میان بازی و آموزش دقیقاً کجاست؟ اینکه چیزهای به ظاهر ساده از نظر ما بزرگترها برای گرفتن ویدئو و لایک برای خود کودکان هم این طور به نظر میآید؟ یا هر چیزی که بچهها را سرگرم کند، برای آنها بیضرر هم هست؟ اصلاً ما چقدر حواسمان هست که کودکان، از دل همین بازیهای به ظاهر ساده، جهان اطرافشان را میشناسند؟
