
اقتصاد۲۴– ناآرامیهایی که یکی از مهمترین ارکان آن مواجهه نیروهای انتظامی و امنیتی با این اعتراضها بود. اینکه آیا برخوردهای سلبی با معترضانی که اتفاقا اکثر قریب به اتفاق آنها را جوانان تشکیل میدهند راهکار مناسبی برای مواجهه با اعتراضهایی اینچنینی است یا خیر؟ و از آن مهمتر اینکه، اصولا حاکمیت در برخورد با چنین اعتراضهایی باید چگونه وارد عرصه درگیریها شود؟ سوالی که روانشناسان و جامعهشناسان در پاسخ به آن مدعی شدهاند که نه تنها برخوردهای سلبی نمیتواند راهحل مناسبی برای پایان دادن به این اعتراضها باشد که خود جرقهای است بر آتش زیر خاکستر شهروندان منتقدی که به دنبال آیندهای بهتر به خیابانها آمدهاند تا شاید به این طریق بتوانند صدای اعتراضشان را به گوش مسوولان ارشد کشور برسانند. در همین راستا تعدادی از روانشناسان و جامعهشناسان در گفتگو با «اعتماد» به تحلیل رفتار ماموران انتظامی و امنیتی در حوادث اخیر پرداختهاند.
سیامک زند رضوی، جامعهشناس با تاکید بر اینکه برخوردهای سلبی دولتمردان نمیتواند راهگشای حل بحرانها و اعتراضهای عمومی در جامعه باشد. گفت اصولا موضوع نحوه مواجهه اصولی حکومتها با ناآرامیها در مقیاس اجتماعی، در جهان چیز جدیدی نیست و تاریخچه آن به دستاوردهای حاصل از انقلاب کبیر فرانسه برمیگردد و اولین شرط آن پذیرش این مساله از طرف حاکمیت است، که شهروندان رعیت نیستند، حق زندگی همراه با کرامت را دارند، در برابر قانون از حقوق برابری برخوردارند. این حقیقت پایه در جامعه ما نیز پس از انقلاب مشروط در میان شهروندان به شکل همگانی مورد پذیرش است که پایه حقوق شهروندی در جامعه مدنی است. وی افزود: ازسویی برای اینکه معترضان بتوانند با حاکمیت صحبت کنند باید بپذیریم نمایندگانی را انتخاب کنند تا بتوانند درخواستهایشان را با حاکمیت مطرح کنند. وقتی بسیاری از گروهها، اقشار و طبقات اجتماعی در طول چهار دهه از داشتن تشکلهای مستقل (صنفی، حرفهای، سیاسی و…) خود محروم ماندهاند. این گفتگو دشوار خواهد شد.
