به خاطر داریم رهبر شهید ما، هنگامی که میخواستند فرزند عزیز خود را وصف کنند، از ایشان بهعنوان یک «بسیجی» یاد میکردند. آیتالله سید مجتبی خامنهای، حقیقتاً یک بسیجی است که هم در میدان نبرد هشت ساله و هم در سالهای پس از آن، این خصلت خویش را حفظ کرده و واقعاً شایسته این وصف است. یک بسیجی فردی است که به هیچوجه سلطه کفار و بیگانگان را نمیپذیرد و به خود اتکایی کاملاً پایبند است
جوان آنلاین: بیتردید انتخاب عالم مجاهد حضرت آیتالله سید مجتبی حسینیخامنهای به عنوان سومین رهبر انقلاب اسلامی در یک ماه گذشته، در زمره نقاط عطف وقایع جاری و منشأ رویدادها و تحولات بعدی خواهد بود. در گفتوشنود پیآمده دکتر موسی فقیه حقانی، تاریخپژوه و سیاستپژوهِ معاصر، به بسترها و پیامدهای این گزینش تاریخی پرداخته و دیدگاههای خود را در اینباره بیان داشته است. امید آنکه علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
همانگونه که استحضار دارید، مجلس خبرگان رهبری در شامگاه ۱۷ اسفند ۱۴۰۴، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای را به عنوان جانشین حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، قائد شهید انقلاب اسلامی برگزید. از دیدگاه شما به رویداد مهم و تاریخ ساز از کدامین جنبهها باید نگریست و آن را تحلیل کرد؟
در آغاز شهادت رهبر عظیمالشان انقلاب اسلامی، فرماندهان دلاور نظامی و جمعی از مردم عزیز کشورمان را تسلیت عرض میکنم و امیدوارم این رویدادهای تلخ و جانگداز، زمینهساز یک پیروزی بزرگ و تاریخی برای این مرز و بوم باشد؛ همانگونه که تاکنون بوده است. همانطور که اشاره کردید، مجلس خبرگان رهبری در یک اقدام انقلابی و در شرایطی سومین رهبر جمهوری اسلامی را انتخاب و معرفی کرد که کشور ما بهشدت مورد هجوم استکبار جهانی بود. حتی مراکز و دفاتر مجلس خبرگان رهبری در شهر قم، به شدت بمباران شده بود و دشمن سعی داشت تا از تشکیل جلسه برای تعیین رهبری جلوگیری کند. از سوی دیگر با شهادت حضرت آیتالله العظمی خامنهای، رهبر عزیز و مجاهدمان، علناً خلأ رهبری در کشور احساس میشد و طبعاً انتظار میرفت در اسرع وقت، رهبری جدید انتخاب و به مردم معرفی شود. این موضوع، از چند جنبه میتواند مورد توجه و واکاوی قرار گیرد.
اولین جنبهای که میتوان به آن توجه کرد، این بود که برای اولین بار در تاریخ انتخاب رهبر ازسوی مجلس خبرگان رهبری، یک اتفاق بسیار مهم و جالب توجه رخ داد. پیشتر در مقطع انتخاب قائد شهیدمان در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸، مردم منتظر بودند خبرگان طی جلسه یا جلساتی که برگزار میکنند، رهبر را معرفی کنند و پس از معرفی ایشان نیز – که بهترین گزینه برای جانشینی حضرت امام خمینی (ره) بودند، تبعیت خود را از رهبر جدید اعلام کردند. اما اتفاق خاصی که در انتخاب سومین رهبر جمهوری اسلامی افتاد؛ این بود که مردم علاوه بر نمایندگانشان در مجلس خبرگان که با دقت و وسواس تلاش کردند وظیفه انتخاب رهبر را در آن شرایط بحرانی به انجام برسانند و رهبر جدید را انتخاب و به آنان معرفی کنند، خود نیز در میادین و خیابانهای سراسر کشور، رهبری آیتالله سید مجتبی خامنهای را مطالبه میکردند! عجیب است که هم مجلس خبرگان و هم مردم، به یک نتیجه واحد رسیدند و این اتفاق مهمی بود. انتخاب رهبر از دو کانال که هر دو کانال نیز به مردم برمیگشت و به انتخاب آنان تکیه داشت.
جنبه تحسینبرانگیز دیگری که میتوان در اینباره مورد اشاره قرار داد؛ تودهنی محکمی بود که در خصوص دخالت در امور داخلی ایران در موضوع انتخاب رهبری و برای دومین بار، به بیگانگان زده شد! پس از رحلت حضرت امام (ره)، توقع بیگانگان این بود که فردی روی کار بیاید که پیرو بنیانگذار جمهوری اسلامی نباشد و راه ایشان تداوم نیابد. حتی برداشت آنان از شرایط ایران این بود که نظام جمهوری اسلامی ایران پس از رحلت امام دچار چالشهای جدی و وارد روندی فرسایشی خواهد شد و رو به نابودی خواهد رفت، ولی آن انتخاب تاریخی و به جا باعث شد، جمهوری اسلامی نهتنها دچار چالش جدی نشود؛ بلکه با قدرت بیشتری به راه خود ادامه دهد. پس از شهادت حضرت آیتالله العظمی خامنهای نیز این جسارت و گستاخی دشمن، بهمراتب بیش از دفعه قبل تکرار شد و او با صراحت اعلام کرد باید در تعیین رهبری ایران نقش داشته باشد! او بر انتخاب گزینهای تأکید داشت که مطابق میل و سلیقه آنها رفتار کند! متأسفانه جریاناتی در داخل کشور نیز این شائبه را تشدید کردند که این اتفاق میتواند با دخالت خارجی در کشور صورت گیرد…!
