
به گزارش مجله خبری نگار، این روزها بیشتر سریالها یا درگیر پیچیدگیهای بیدلیل میشوند یا آنقدر ساده روایت میشوند که چیزی برای دنبال کردن باقی نمیماند. «گل سنگ» با وجود برخی ضعفها، تلاش کرده راه میانهای را انتخاب کند و تبدیل به یکی از سریالهای قابل قبول این روزهای نمایش خانگی شود؛ اثری که شاید بینقص نباشد و در بخشهایی از روایت با ضعفهایی روبهرو باشد، اما در مجموع توانسته تجربهای رضایتبخش برای مخاطب رقم بزند. دلیل اینکه چرا «گل سنگ» اثری قابل تماشاست را از چند جهت میشود بررسی کرد. اولین مورد که نقطه قوت این اثر هم است به کارگردانی برمیگردد. ابراهیم ایرجزاد تلاش کرده ریتم داستان را حفظ کند و اجازه ندهد مخاطب از فضای سریال فاصله بگیرد. قاببندیها، هدایت بازیگران و فضاسازیها در خدمت قصه قرار گرفتند و کارگردان بدون پیچیدهسازی بیدلیل، داستان را به شکلی روان پیش برده است. همین موضوع باعث شده، مخاطب با قصه همراه شود و منتظر قسمت جدید اثر بماند. یکی دیگر از ویژگیهای «گل سنگ»، قصهگویی آن است. هرچند فیلمنامه در برخی جزئیات میتوانست دقیقتر عمل کند و بعضی اتفاقات با پرداخت بهتری روایت شود، اما در مجموع داستان مسیر مشخصی دارد و مخاطب را سردرگم نمیکند.
