گروه اقتصادی: جنس کارش فرق میکند. اهل هرکجا که باشی کافی است یکبار تجربهاش کنی. میخواهی از اهالی لاکچریِ شب زیست یا روز زیست شهرهای پرزرقوبرق باشی یا که نه، از همین اهالی شهرنشین متمایل به ساده…این کارگرمی و سردی بردار نیست. بهانهها هم نمیپذیرد. دلت را که گرفتار کرد دوست داری که همیشه ساکن مقرش باشی و به لطایفالحیلی تمام دغدغههای رندگی را بپیچانی تا خودت را برسانی به همین حوالی. راهش آنقدرها هم دور نیست. البته باید گفت که بر عاشق کیلومترها میلیمتر میشود. درگیرش که شوی تا قله قاف که هیچ تا مریخ هم میروی. اینجا که میرسی حتی موبایل هم آنتن نمیدهد. این پیامی دارد و میگوید که باید هر چه آلات و ابزار مدرن است را از خودت بکنی و برگردی به اصل خویش. اینجا که میرسی گویا تمام جمادات و نباتات و حیوانات و انسانهای اصیل، نگاهشان خاص میشود و ناسزا بارت میکنند که هی عزیز!، لباسهایت بوی گند شهر میدهد. بوی گند ماشین.

به گزارش بولتن نیوز به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بسیج سازندگی،تازه میفهمی اینجا زندگی از جنس خاک است و نه آهن پس باید خاکی بپوشی. اینجا زندگی از آسمان میآید نه از هوای نفست پس باید آسمانی اندیشه کنی. اصلاً همین خاک و آسمانش است که تو را عاشق خودش میکند و آتشی به دلت میاندازد که اگر آبهای دریاهای جهان هم خنک شوند و شیرین، نمیتوانند کمکی کنند، مگر آبهای خنک و پر گردوخاک ننه قز بس که گویا بر هر دل آتشگرفتهای شفا است. بگذار ننه قز بس شخصیت واقعی- خیالیمان باشد در دنیای آرام ولی پرتلاش روستا. همان پیر زنی باشد که با درآمد نزدیک به صفرش لاچکری از تو پذیرایی میکند. چون معتقد است اهل خاکیها را باید تحویل گرفت.
